تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1131

مساهمون:

ص١١٣١
46 / 15 و امر كرديم آدمى را در حق پدر و مادر او نيكوكارى در شكم برداشته است او را مادر او به دشوارى و زاده است او را به دشوارى و لا اقل مدّت بار گرفتن او و از شير بازكردن او سى ماه است و زنده ماند تا وقتى كه رسيد بكمال قوّت خود و رسيد بچهل سال گفت اى پروردگار من الهام كن مرا تا شكر گويم در مقابلهء نعمت تو كه انعام كردهء بر من و بر پدر و مادر من و كار نيك كنم كه خوشنود شوى ازان و صلاح پيدا كن براى من در فرزندان من هر آئينه رجوع كردم بسوى تو و هر آئينه من از مسلمانانم ( 15 )
شرح
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَو فرموديم آدمى رابِوالِدَيْهِ إِحْساناًبا پدر و مادر خود نيكى كردنحَمَلَتْهُ أُمُّهُبرداشته است آدمى را مادر اوكُرْهاًبرنج و سختىوَ وَضَعَتْهُ كُرْهاًو بنهاده است او را به مشقت و محنتوَ حَمْلُهُو مدت حمل اووَ فِصالُهُو زمان از شير بازگرفتن اوثَلاثُونَ شَهْراًسى ماه است اگر كسى خواهد كه مدّت رضاع كامل باشد و ازينجا معلوم شد كه اقل مدّت شش ماه بود چه زمان رضاع حولين كاملين استحَتَّى إِذا بَلَغَتا وقتى كه برسد آدمىأَشُدَّهُبكمال قوّت خود كه سى و سه سالگى است و گفته‌اند از هژده تا چهلوَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةًو برسند بچهل سالگى اكثر مفسّران برآنند كه اين آيت خاص است با امير المؤمنين ابى بكر صديق رضى اللّه عنه ، كه شش ماه در شكم مادر بود و دو سال تمام شير خورده و هژده‌ساله به خدمت حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم رسيد و آن حضرت ص بيست‌ساله بود كه در سفر و حضر رفيق و قرين وى بودى و چون سال مبارك حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم بچهل رسيد مبعوث شد و صديق رض سى و هشت‌ساله بود كه بوى ايمان آورد و چون چهل‌ساله شدقالَ رَبِّگفت اى پروردگار منأَوْزِعْنِيالهام ده مرا و توفيق بخشأَنْ أَشْكُرَتا شكر گويمنِعْمَتَكَ الَّتِينعمت ترا آن نعمتى كه بكرم عميم خودأَنْعَمْتَ عَلَيَّانعام كرده بر من كه نعمت اسلام استوَ عَلى والِدَيَّو بر نعمتى كه بر پدر و مادر من داده كه حيات است و قدرت و نعمت ، اسلام نيز گفته‌اند كه از مهاجر و انصار رض كسى كه پدر و مادرش بشرف اسلام رسيده باشد غير از صديق رض نيستوَ أَنْ أَعْمَلَو ديگر الهام ده كه عمل كنمصالِحاًعمل ستوده كهتَرْضاهُبپسندى آن را و از ان خوشنود باشى حق سبحانه دعاى وى را مستجاب گردانيد و توفيق داد تا هر بنده را كه براى دين عذاب مىكردند بخريد و آزاد كرد و از جمله آن بلال حبشى رض استوَ أَصْلِحْ لِيديگر دعا كرد براى اولاد خود برين وجه كه بصلاح آر براى من يعنى صلاح را جارى گردانفِي ذُرِّيَّتِيدر فرزندان من اين دعا نيز بشرف اجابت رسيد كه دخترش عائشه صديقه رضى اللّه عنها بشرف فراش حضرت اشرف رسل عليه الصلاة و السّلام مشرّف شد و پسرش عبد الرحمن مسلمان گشت و پسر او ابو عتيق نيز به دولت خدمت حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم رسيد و شرف سرفرازى يافت در وسيط آورده كه از اصحاب رض چهار مسلمان كه جد و پدر و نبيره و پسر نبيره باشند پيغمبر عليه السلام را نديده بودند مگر ابو قحافه و ابو بكر و عبد الرحمن و ابو عتيق رضى اللّه عنهم و بسى قبائل بزرگ از اولاد صديق رضى اللّه عنه ، در عالم هستند اغلب ايشان بشرف علم و صلاح آراستهإِنِّيبه درستى كه منتُبْتُ إِلَيْكَبازگشتم به حضرت تو از هر چه رضاى تو در ان نيستوَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَو من از گردن‌نهادگانم فرمان ترا .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1131 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )