46 / 19
و هر يكى را مرتبهها است بحسب آنچه عمل كردند و تا به تمام دهد خدا ايشان را جزاى اعمال ايشان و ايشان ستم كرده نشوند ( 19 )
46 / 20
و روز كه پيش آورده شوند كافران بر آتش گفته شود آيا ضائع كرديد نعمتهاى خود را در زندگانى دنيا وى خويش و بهرهمند شديد به آن پس امروز جزا داده شود شما را عذاب خوارى بسبب آنكه تكبر مىكرديد در زمين ناحق و بسبب آنكه بدكارى مىكرديد ( 20 )
46 / 21
و ياد كن برادرى قوم عاد را چون بترسانيد قوم خود را به سرزمين احقاف و هر آئينه گذشته بودند ترسانندگان پيش روى وى و پس از وى به اين مضمون كه عبادت مكنيد مگر خداى را هر آئينه مىترسم بر شما از عقوبت روز بزرگ ( 21 )
شرح
وَ لِكُلٍّو هر يك را ازين دو فريقدَرَجاتٌپاىها و منزلها استمِمَّا عَمِلُوااز جزاى آنچه عمل كردهاند پاىهاى اهل شر بجانب سفلوَ لِيُوَفِّيَهُمْو چنين مقرر كرد خداى تا تمام گرداند مر ايشان راأَعْمالَهُمْجزاى عملهاى ايشانوَ هُمْ لا يُظْلَمُونَو ايشان ستمديده نشوند در ثواب بنقصان و در عقاب به زيادهوَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُواو ياد كن روزى را كه عرض كرده شوند كافرانعَلَى النَّارِبر آتش دوزخ در موضح آورده كه عرض كنند آتش را بر كافران و مواقف ايشان در دوزخ بديشان نمايند تا الم و حسرت ايشان بيفزايد و ايشان را گويندأَذْهَبْتُمْببرديد و بخورديدطَيِّباتِكُمْچيزهاى لذيذ خود رافِي حَياتِكُمُ الدُّنْيادر زندگانى دنيا كه داشتيدوَ اسْتَمْتَعْتُمْو برخوردارى يافتيدبِهابه آن لذايذ يعنى استيفاى لذات كرديد و هيچ براى آخرت نگذاشتيدفَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَپس امروز جزا داده خواهيد شدعَذابَ الْهُونِعذاب خوارى و رسوائى رابِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَبسبب آنچه بوديد كه تكبر مىكرديدفِي الْأَرْضِدر زمينبِغَيْرِ الْحَقِّبىاستحقاق يعنى كبر مىورزيديد بباطل و ناوجهوَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَو بسبب آنچه بوديد كه فسق مىكرديد و تفاخر مىنموديد و پاى از دائره امر بيرون مىنهاديد و سر بر خط فرمان نمىنهاديد تنبيه است مر طالبان نجات را كه قدم از اندازه شرع بيرون ننهند نظمپا از حدود شرع برون مىنهى منه * خود را اسير نفس و هوا مىكنىمكن بىحيله شرع نيست خلاصى ز چاه طبع * اين رشته از دست رها مىكنى مكنوَ اذْكُرْ أَخا عادٍو ياد كن برادر عاد را يعنى پيغمبرى را كه از قبيله عاد بود مراد حضرت هود عليه السّلام است مىفرمايد كه حال او و قوم او با معاندان قريش بگوإِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُچون بيم كرد قوم خود را و از عذاب خداى بترسانيدبِالْأَحْقافِبموضع احقاف و آن ريگستانى بود نزديك حضرموت بولايت يمن و گويند ميان عمّان و مهرهوَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُو حال آنكه گذشته بودند پيغمبران بيمكنندهمِنْ بَيْنِ يَدَيْهِپيش از هود عليه السلاموَ مِنْ خَلْفِهِو از پس او نيز آمدند يعنى نخست پيغمبرى بوده بخلق پيش ازو و پس ازو نيز انبياء ع بودهاند چون او بقوم عاد مبعوث شد دعوت كرد ايشان راأَلَّا تَعْبُدُوابهآنكه مپرستيدإِلَّا اللَّهَمگر خداى را كه مستحق پرستش اوستإِنِّي أَخافُبه درستى كه من مىترسمعَلَيْكُمْبر شماعَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍاز عذاب روز بزرگ و پرهول .