تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1123

مساهمون:

ص١١٢٣
45 / 21 آيا پنداشتند آنان كه كردند جرمها كه بكنيم ايشان را مانند آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند يكسان باشند زندگانى ايشان و مردن ايشان بد حكم ايشانست اين حكم ( 21 ) 45 / 22 و آفريد خدا آسمانها و زمين بتدبير درست و تا عاقبت كار جزا داده شود هر شخصى بحسب آنچه عمل كرده است و بر ايشان ستم كرده نشود ( 22 ) 45 / 23 آيا ديدى كسى را كه معبود خود گرفته است خواهش نفس خود را و گمراه كرد او را خدا با وجود دانش و مهر بنهاد بر گوش او و دل او و پيدا كرد بر چشم او پرده پس كيست كه راه نمايد او را بعد خدا آيا پند نمىگيريد ( 23 )
شرح
أَمْ حَسِبَآيا نه چنين است كه پنداشته‌اندالَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِآنان كه كسب كرده‌اند بديها را چون كفر و معصيتأَنْ نَجْعَلَهُمْآنكه گردانيم ايشان را در آخرتكَالَّذِينَ آمَنُوامانند آنها كه گرويده‌اندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو كردند عملهاى شايسته يعنى مشركان در كرامت چون مؤمنان نخواهند بودسَواءًيكسان استمَحْياهُمْزندگانى ايشانوَ مَماتُهُمْو مرگ ايشان در دنيا و آخرت يعنى هر كه بر ايمان بميرد بر ايمان زنده خواهد شد و هر كه بر كفر بميرد بر كفر مبعوث خواهد شدساءَ ما يَحْكُمُونَبد حكمى است كه ايشان مىكنند و نتيجه شرك و توحيد را برابر مىدارند مصرعهنيست يكسان لاى زهرآميز با آب حياتوَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَو بيافريد خدا آسمانها و زمينها رابِالْحَقِّبه راستى و عدل و مقتضاى آن است كه ميان محسن و مسى و موحد و مشرك تفاوت باشدوَ لِتُجْزىو ديگر براى آنكه پاداش داده شودكُلُّ نَفْسٍهر نفسىبِما كَسَبَتْبه‌آنچه كسب كرده از خير و شروَ هُمْو ايشان يعنى عمل‌كنندگانلا يُظْلَمُونَستم‌ديده نشوند يعنى نقص ثواب ابرار و ازدياد عقاب اشرار وقوع نيابد بلكه هر كس را فراخور عمل او جزا خواهد دادأَ فَرَأَيْتَآيا چون بينىمَنِ اتَّخَذَآن را كه فراگرفتإِلهَهُ هَواهُخداى خود هواى خود را يعنى از پى هوا رود و فرمان او برد چنانچه فرمان خداى مىبايد برد يا آنكه معبود خود را آرزوى خود گيرد يعنى بتى مىپرستد چون بتى نيكوتر ازو مىبيند آن را بگذارد و اين را به خداى برداردوَ أَضَلَّهُ اللَّهُو چون مىبينى آن را كه گمراه ساخته و فروگذاشته آن را خداى -عَلى عِلْمٍبر دانشى كه حضرت او راست به عاقبت آن‌كسوَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِو مهر نهاد بر گوش او تا سخن حق نشنودوَ قَلْبِهِو بر دل او تا تعقل آيات حق نكندوَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِو نهاده بر چشم اوغِشاوَةًپوششى تا به نظر اعتبار ننگرد جواب شرط آنست كه چنين كس را چگونه هدايت باشدفَمَنْ يَهْدِيهِپس كيست كه راه نمايد اين كسى رامِنْ بَعْدِ اللَّهِاز پس فروگذاشتن خداى مر او راأَ فَلا تَذَكَّرُونَآيا پند نمىگيريد يعنى پند گيريد و متنبه شويد .