45 / 8
مىشنود آيات خدا كه خوانده مىشود بر وى باز لازم مىگيرد كفر تكبر كرده گويا نشنيده است آن را پس مژده ده او را به عذاب درددهنده ( 8 )
45 / 9
و چون واقف شد بر چيزى از آيات ما تمسخر گيرد آن را آن جماعه ايشان را است عذاب خواركننده ( 9 )
45 / 10
آن طرف ايشان دوزخ است و دفع نكند از ايشان آنچه كسب كردند چيزىرا و دفع نكند نيز آنكه دوستان گرفتهاند بجز خدا و ايشان راست عذاب بزرگ ( 10 )
45 / 11
اين قرآن هدايت است و آنان كه كافر شدند بآيات پروردگار خويش ايشانراست عذاب درددهنده از جنس عقوبت سخت ( 11 )
45 / 12
خدا آنست كه مسخّر كرد براى شما دريا را تا روان شوند كشتيها در آن بفرمان او و تا طلب معيشت كنيد از فضل او و بود كه شما شكرگزارى كنيد ( 12 )
شرح
يَسْمَعُمىشنودآياتِ اللَّهِآيتهاى خداى كهتُتْلى عَلَيْهِخوانده مىشود بروثُمَّ يُصِرُّپس اصرار مىكند يعنى اقامت مىنمايد بر كفر خودمُسْتَكْبِراًدر حالتى كه گردنكش است از ايمان بدانكَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهاگويا كه نشنيده است آن را يعنى چون گوش نكرده و بدان منتفع نشده گويا استماع ننمودهفَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍپس مژده ده او را بعذابى دردناك در دوزخ بشارت بر سبيل تهكم استوَ إِذا عَلِمَو چون بشنودمِنْ آياتِنااز آيتهاى كتاب ماشَيْئاًچيزى يعنى چون به دو رسد سختى و داند كه از قرآن استاتَّخَذَها هُزُواًفراگيرد آن را مهزوّ به يعنى بدان فسوس كند و به صورتى بازنمايد كه از حق و صواب دور باشدأُولئِكَآن گروه مستهزيانلَهُمْمر ايشان را استعَذابٌ مُهِينٌعذابى خواركنندهمِنْ وَرائِهِمْاز پيش روى ايشانجَهَنَّمُدوزخ است چه بدان متوجهاند يا از پس ايشان يعنى بعد از مرگ مآل ايشان به دوزخ خواهد بودوَ لا يُغْنِي عَنْهُمْو دفع كند از ايشانما كَسَبُواآنچه كسب كردند از اموال و اولادشَيْئاًچيزى از عذاب خداىوَ لا مَا اتَّخَذُواو نه دفع كند از ايشان عذاب را آنچه فراگرفتندمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداىأَوْلِياءَدوستان و معبودانوَ لَهُمْو مر ايشان را استعَذابٌ عَظِيمٌعذابى بزرگ كه شدّت آن از حد متجاوز استهذااين قرآنهُدىًراهنماينده استوَ الَّذِينَ كَفَرُواو آنان كه نگرويدهاندبِآياتِ رَبِّهِمْبا آيات پروردگار ايشان كه قرآن با دلائل قدرت است و حكمتلَهُمْ عَذابٌمر ايشان راست از عذابمِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌاز سختترين عذابى المرسانندهاللَّهُخداىالَّذِي سَخَّرَآنست كه رام كردلَكُمُ الْبَحْرَمر شما را دريا يعنى سطح او را هموار گردانيد تا چيزها متخلخل مانند چوبها بر بالاى او بايستد و گفتهاند تسخير او اين است كه منع نمىكند از غوص درو و سير بر اولِتَجْرِيَ الْفُلْكُتا برود كشتيهافِيهِدر وىبِأَمْرِهِبفرمان خداىوَ لِتَبْتَغُواو تا طلب مىكنيدمِنْ فَضْلِهِاز فضل خدا انواع فائدهها چون تجارت و غواصى و صيد ماهىوَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَو تا شايد كه شكر گوئيد خداى را برين نعمتها .