تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
3 / 27 در مىآرى شب را در روز و در مىآرى روز را در شب و بيرون مىآرى زنده را از مرده و بيرون مىآرى مرده را از زنده و روزى مىدهى هر كرا خواهى بيشمار ( 27 ) 3 / 28 بايد كه دوست نگيرند مسلمانان كافران را بجز اهل ايمان و هر كه اين كند پس نيست در چيزى از آن خدا يعنى در عهد خدا نيست مگر آنكه دفع شر ايشان كنيد به نوعى از حذر كردن و مىترساند شما را خدا از خود و بسوى خدا بازگشتست ( 28 ) 3 / 29 بگو اگر پنهان كنيد آنچه در سينهاى شماست يا آشكارا كنيدش مىداند آن را خدا و مىداند آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين‌ست و خدا بر همه چيز تواناست ( 29 )
شرح
تُولِجُ اللَّيْلَدر مىآرى شب رافِي النَّهارِدر روز يعنى از وقت نزول آفتاب به نقطه انقلاب شتوى تا زمان حلول آفتاب به نقطه انقلاب صيفى از اجزاى شب مىكاهى و در اجزاى روز مىافزائى تا روز كه در اول جدى اقصر ايام سنه بود در اول سرطان اطول ايام سال مىشودوَ تُولِجُ النَّهارَو در مىآرى روز رافِي اللَّيْلِدر شب يعنى در باقى سنه از اجزاى روز كم مىكنى و اجزاى شب را بدان زياده مىسازى تا شبى كه در آخر جوزا اقصر ليالى بود در آخر قوس اطول ليالى مىشودوَ تُخْرِجُ الْحَيَّو بيرون مىآرى زنده را چون حيوانات مثلامِنَ الْمَيِّتِاز مرده كه آن نطفه است يا اخراج مىكنى مرغ را از بيضه و درخت را از دانهوَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَو بيرون مىآرى مرده را چون نطفه و بيضه و دانهمِنَ الْحَيِّاز زنده كه آن حيوان و مرغ و درختست و گفته‌اند خبيث را از طيب بيرون مىآرى يا طيب را از خبيث يا كافر را از مؤمن چون كنعان از نوح عليه السلام و مؤمن را از كافر چون ابراهيم عليه السلام از آزروَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُو روزى مىدهى از خزانه رحمت واسعه هرك را خواهىبِغَيْرِ حِسابٍبىشمار يعنى به مرتبه كه خلق عدد و مقدار آن ندانندلا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَبايد كه فرانگيرند مؤمنان كه دوستانندالْكافِرِينَناگرويدگان را كه دشمنانندأَوْلِياءَدوستان و متوليان امور خودمِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَبدون از مؤمنان يعنى دوست مؤمن جز مؤمن نشايد پس مؤمنان بايد كه كافران را به دوستى نگيرند جمعى از انصار با رؤساى يهود طريق دوستى اختيار كرده بودند و عقد موالات و عهد مواخات در ميان آورده حق سبحانه از آن نهى فرموده از روى تهديد گفتوَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَو هر كه بكند اين دوستى با دشمنانفَلَيْسَ مِنَ اللَّهِپس نيست آن‌كس از دين خدافِي شَيْءٍدر چيزى يعنى از دين حق هيچ نداردإِلَّا أَنْ تَتَّقُوامگر آنكه بترسيد و حذر كنيدمِنْهُمْ تُقاةًاز ضررهاى كافران ترسيدنى و حذركردنى حكم تقيه در ابتداى اسلام و قبل از استحكام امور دين بوده اما امروز رخصت تقيّه جز در دار الحرب نيستوَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُو مىترساند خدا شما را در ارتكاب مناهىنَفْسَهُاز عذاب نفس خود يعنى عذابى كه صادر باشد از محض قهاريت حق سبحانه بىواسطه غيرى نفس عبارتست از ذات چيزى و حقيقت و هويّت او پس هر كجا كه لفظ نفس در شان حق سبحانه ايراد كنند مراد ذات او باشدوَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُو بسوى جزاى خداوندست بازگشت همهقُلْ إِنْ تُخْفُوابگو اى محمد ص كه اگر پنهان داريدما فِي صُدُورِكُمْآنچه در سينهاى شماست يعنى در دلهاى از موالات كفارأَوْ تُبْدُوهُيا آشكارا كنيد ما فى الضمير خود رايَعْلَمْهُ اللَّهُخدا آن را مىداندوَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِو مىداند آنچه در آسمانهاست از اصناف علوياتوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمينست از انواع سفلياتوَ اللَّهُو خدا كه علم ذاتى او بدين همه محيط استعَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌبر همه چيزها تواناست و قدرت او بر همه مقدرات احاطه كرده پس هرچه مىكند مىداند و مكافات آن مىتواند پس نافرمانى مكنيد و بترسيد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 111 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )