42 / 37
و براى آنان كه پرهيز مىكنند از گناهان كبيره و از بىحيائى و چون بخشم مىآيند ايشان مىآمرزند ( 37 )
42 / 38
و آنان كه قبول كردند فرمان پروردگار خود را و برپا داشتند نماز را و كار ايشان از سر مشورت باشد با يكديگر و از آنچه روزى داديم ايشان را خرج مىكنند ( 38 )
42 / 39
و آنان كه چون برسد بديشان تعدى ايشان انتقام مىكشند ( 39 )
42 / 40
و سزاى بدى بدى است مانند آن پس هر كه درگذرد و قضيه را باصلاح آرد پس مزد او بر خدا است هر آئينه خدا دوست نمىدارد ظالمان را ( 40 )
42 / 41
و هر آئينه كسى كه انتقام كشد بعد مظلوم شدن خود پس آن جماعه نيست بر ايشان هيچ راه ملامت ( 41 )
42 / 42
جز اين نيست كه راه ملامت بر آن جماعه است كه ظلم مىكنند بر مردمان و فساد مىطلبند در زمين ناحق آن جماعه ايشان را است عذاب درددهنده ( 42 )
شرح
وَ الَّذِينَو براى آنان كهيَجْتَنِبُونَپرهيز مىكنند يا به يكسو مىروندكَبائِرَ الْإِثْمِاز گناهان بزرگوَ الْفَواحِشَو از كارهاى زشتوَ إِذا ما غَضِبُواو چون خشم گيرند بر مردمان بسبب رنجى و زيانى و مكروهى كه به ايشان رسانندهُمْ يَغْفِرُونَايشان درمىگذرانند آن را و عفو مىكنند در لباب آورده كه اين آيت در شان فاروق اعظم رض است كه او را در مكه دشنام مىدادند و چون در خشم مىشد فرومىخورد تعرض به شاتمان نمىكرد و در تبيان آورده كه درباره ابو بكر صديق رض است كه او را بانفاق تمام مال ملامت كردند بشتم رسانيد و او حلم مىورزيد و متعرض لائمان نمىشد و ظاهر آن است كه در شان ايشان هر دو و ديگر مسلمانان است كه بطريق ايشان موافقت نمايند و صيغه جمع بدين معنى دال است كما ترى و تسمع بيتمستغرق كار خود چنانم كه دگر * پرواى ملامت گرد پيكارم نيستوَ الَّذِينَ اسْتَجابُواو براى آنان كه اجابت كردندلِرَبِّهِمْمر پروردگار خود را مراد انصاراند رض كه حضرت پيغمبر ص ايشان را بايمان خواند فى الحال بطوع و رغبت قبول كردندوَ أَقامُوا الصَّلاةَو بهپاى داشتند نماز را يعنى ادا كردند بشرائط و اركان در اوقات آنوَ أَمْرُهُمْو كار ايشانشُورىبا مشورتستبَيْنَهُمْميان ايشان يعنى هرگاه كه كارى كنند بصواب ديد يكديگر كنندوَ مِمَّا رَزَقْناهُمْو از آنچه عطا كرديم ايشان را از امواليُنْفِقُونَنفقه مىكنند در راه خداىوَ الَّذِينَو براى آنان كهإِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُچون برسد ايشان را ستمى از كافرانهُمْايشانيَنْتَصِرُونَاز دشمن خود انصاف بستانند يعنى از ايشان انتقام كشند زيرا كه انتقام از كفّار فرض است و جهاد كردن به ايشان لازموَ جَزاءُ سَيِّئَةٍو پاداش كردار بدسَيِّئَةٌ مِثْلُهاكردار بدى است مانند آن لفظ سيه در ثانى با آنكه نه سيه است بر سبيل ازدواج كلام است چنانچه و ان عاقبتم فعاقبوافَمَنْ عَفاپس هر كه عفو كند از ستمكار خود كه مسلمان باشد و ترك انتقام نمايد از وىوَ أَصْلَحَو بصلاح آرد ميان خود و ظالم خودفَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِپس مزد او بر خدائى است وعده مبهم دلالت بر شرف و عظمت موعود دارد در تبيان از حسن بصرى رح نقل مىكند كه روز قيامت ندا خواهد رسيد كه هر كه بر خدا مزدى دارد گو برخيزد و بستاند برنخيزد مگر كسى كه عفو كرده باشد از مظلمه قطعهعفو از گناه سيرت اهل فتوّت است * بىحلم و عفو كار فتوت تمام نيستبگذر ز جرم خصم و كرم كن كه عاقبت * در عفو لذّتى است كه در انتقام نيستإِنَّهُبه درستى كه خداىلا يُحِبُّ الظَّالِمِينَدوست نمىدارد ستمكاران را يعنى كسانى كه ابتداء كنند به ستم يا در انتقام از حد درگذرندوَ لَمَنِ انْتَصَرَو هر كه كينه كشد از ظالمبَعْدَ ظُلْمِهِپس از آنكه برو ستم كرده باشدفَأُولئِكَپس آن گروه .
كينهكشندگانما عَلَيْهِمْنيست بر ايشانمِنْ سَبِيلٍهيچ راهى بعتاب و ملامت يا ايشان را گناهى نيستإِنَّمَا السَّبِيلُجز اين نيست كه معاتبه و معاقبهعَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَبر كسانى است كه ابتداء ستم كنند بر مردمانوَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِو افزونى جويند و از حد درگذرند در زمينبِغَيْرِ الْحَقِّبه غير حجتى و حقىأُولئِكَآن گروه موصوف بظلم و بغىلَهُمْمر ايشان راستعَذابٌ أَلِيمٌعذابى دردناك يعنى عذاب دوزخ .