تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1084

مساهمون:

ص١٠٨٤
42 / 12 او راست كليدها آسمانها و زمين گشاده مىكند روزى را براى هر كه خواهد و تنگ مىكند براى هر كه خواهد هر آئينه او بهر چيز دانا است ( 12 ) 42 / 13 مقرر كرد براى شما از آئين آنچه امر كرده بود به اقامت آن نوح را و آنچه وحى فرستاديم بسوى تو و آنچه امر كرديم به اقامت آن ابراهيم و موسى و عيسى را به اين مضمون كه قائم كنيد دين را و متفرق مشويد دران دشوار آمد بر مشركان آنچه مىخوانى ايشان را به آن خدا برمىگزيند بسوى خود هركرا خواهد و راه مىنمايد بسوى خود هر كرا رجوع مىكند ( 13 ) 42 / 14 و پراگنده نشدند امتها مگر بعد از آنكه آمد بديشان دانش پراگنده شدند از روى حسد در ميان خود و اگر نبودى سخنى كه سابقا صادر شد از پروردگار تو مهلت داده شود تا از زمانى معين
شرح
لَهُمر او راستمَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِكليدهاى خزائن آسمان و زمين يعنى مفاتيح رزق چه خزينه آسمانها مطر است و گنجينه زمين نباتيَبْسُطُ الرِّزْقَگشاده مىگرداند روزى رالِمَنْ يَشاءُبراى هركه مىخواهد به مقتضاى ارادتوَ يَقْدِرُو تنگ مىسازد بر هر كه مىخواهد بر وفق مشيتإِنَّهُبه درستى كه اوبِكُلِّ شَيْءٍبه همه چيزها از دقايق استحقاق قبض و بسطعَلِيمٌدانا استشَرَعَبيان كرد و هويدا ساخت و برگزيد خداىلَكُمْبراى شمامِنَ الدِّينِاز طاعت و عبادت و اصل توحيدما وَصَّى بِهِآنچه فرموده بود به آن چيزنُوحاًنوح بن ملك عليه السلام راوَ الَّذِي أَوْحَيْناو آن چيزى كه وحى كرديمإِلَيْكَبه تو يعنى اصل مشتركى از دين كه ميان تو و نوح بودهوَ ما وَصَّيْنا بِهِو آنچه وصيت كرده بوديم بدانإِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسىاين پيغمبران رض را از اصول دينأَنْ أَقِيمُوا الدِّينَآنكه اقامت كنيد و به‌پاى داريد دين را كه ايمان است به‌آنچه تصديق آن واجب باشد و فرمانبردارى احكام خداىوَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِو متفرق مشويد در ان يعنى اختلاف مكنيد در آن اصل كه توحيد و طاعت است چه در فروع شرائع اختلاف باشد بحسب ازمنه و اوقات و مصالح عبادكَبُرَبزرگ و گران و دشوار استعَلَى الْمُشْرِكِينَبر شرك‌آرندگانما تَدْعُوهُمْآنچه تو مىخوانى ايشان راإِلَيْهِبسوى آن از توحيد و نفى شركاللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِخداى مىكشد و جمع مىكند بسوى آنچه مىخوانى يا بدين درست و راستمَنْ يَشاءُهرك را مىخواهد يا مىگزيند براى دوستى خود يا به جهت رسالت آن را كه اراده كندوَ يَهْدِيو راه نمايد بتوفيق و ارشادإِلَيْهِبدين حقمَنْ يُنِيبُهر كه بازگردد به حق و روى آرد بسوى او يعنى هر كه از همه اعراض كند و او را خواهد حق سبحانه راه راست به دو نمايد بيتنخست ار طالبى از جمله بگذر رو به دو آورد * كزان حضرت ندا آيد كه اى سرگشته راه اينكوَ ما تَفَرَّقُواو پراگنده نشده‌اند امم گذشته چون عاد و ثمود و اصحاب ايكه و جز آن يعنى جدا نگشتند از دينإِلَّامگرمِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُاز پس آنكه آمد بديشان دانش از اخبار پيغمبران يا از دين برنگشتند يهود و نصارى مگر بعد از آنكه دانستند پيغمبر را از آيات توريت و انجيل يا بعد از علم به‌آنكه تفرق ضلال محضستبَغْياًو اين گشتن از روى ستمكارى و جبارى بود كه واقع استبَيْنَهُمْميان ايشان يا براى طلب جاه و رياست يا بسبب حسدى كه بر پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم داشتندوَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْو اگرنه كلمه بودى كه پيشى گرفته است يعنى وعدهمِنْ رَبِّكَاز پروردگار تو مهلت دادن ايشانإِلى أَجَلٍ مُسَمًّىتا زمان نام‌برده آخر عمر است يا روز قيامت .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1084 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )