تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1082

مساهمون:

ص١٠٨٢
42 / 5 نزديك است كه آسمانها بشگافند از جانب بالاى خود و فرشتگان تسبيح مىگويند همراه حمد پروردگار خويش و آمرزش طلب مىكنند براى آنان كه در زمين‌اند آگاه شو هر آئينه خدا اوست آمرزگار مهربان ( 5 ) 42 / 6 و آنان كه دوستان گرفتند بجز خدا خدا نگهبان است بر ايشان و نيستى تو بر ايشان متعهد ( 6 ) 42 / 7 و همچنين وحى فرستاديم بسوى تو قرآنى عربى تا بترسانى اهل مكّه را و آنان كه گرداگرد آن هستند و بترسانى از روز قيامت هيچ شبه نيست دران گروهى در بهشت باشند و گروهى در دوزخ ( 7 )
شرح
تَكادُ السَّماواتُنزديك شد آسمانها كه از عظمت اويَتَفَطَّرْنَبشگافندمِنْ فَوْقِهِنَّاز زبر يكديگر يعنى اوّل آسمان بلندتر بشگافد پس از ان يك‌يك منشق گردد در كشاف آورده كه اين حال در ظهور كبريا و جلال ، اعظم و اتم است ، چه بالاى آسمان اعلى عرش و كرسى و صفوف ملائك‌اند پس ابتدائى انفطار از آنجا دليلى بزرگ است بر آثار عظمت پروردگاروَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَو فرشتگان حمله عرش يا همه ايشان تنزيه مىكنند ذات حق را تنزيهى مقترنبِحَمْدِ رَبِّهِمْبه حمد پروردگار ايشان يعنى تسبيح و حمد با هم مىگويند چه يكى نفى ناسزا است و يكى اثبات سزاوَ يَسْتَغْفِرُونَو آمرزش طلبند از خداىلِمَنْ فِي الْأَرْضِاز براى كسانى كه در زمين‌اند از مؤمنانأَلا إِنَّ اللَّهَبدانيد به درستى كه خداىهُوَ الْغَفُورُاوست آمرزنده گناه بندگانالرَّحِيمُمهربان بر ايشان بقبول توبهوَ الَّذِينَ اتَّخَذُواو آنان كه فراگرفتندمِنْ دُونِهِبجز خداىأَوْلِياءَدوستان يعنى انداد و شركاء كه به دوستى ايشان را پرستش مىكننداللَّهُ حَفِيظٌخداى نگهبان استعَلَيْهِمْبر اقوال و احوال ايشان و مناسب آنها جزا خواهد دادوَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْو نيستى تو اى محمد ص بر ايشانبِوَكِيلٍگماشته شده تا محافظت اعمال ايشان كنى بلكه بر تو است دعوت و تبليغ احكام شريعتوَ كَذلِكَهمچنان‌كه وحى كرديم بهر پيغمبرى بلسان قوم اوأَوْحَيْنا إِلَيْكَوحى كرديم به توقُرْآناً عَرَبِيًّاقرآنى بلغت قوم تو كه عرب‌اند -لِتُنْذِرَتا بيم كنى بدانأُمَّ الْقُرىاهل مادر شهرها را كه مكه استوَ مَنْ حَوْلَهاو هر كه گرداگرد آن باشد يعنى جميع اهالى بلدان را و مقرر است كه تمام زمين را از زمين مكه بسط كرده‌اند پس اصل همه بلاد اوست و همه بر حوالى وىاندوَ تُنْذِرَو بيم كنى مردمان رايَوْمَ الْجَمْعِبروز جمع يعنى روز قيامتلا رَيْبَ فِيهِهيچ شكى نيست در وقوع آن و او را روز جمع گفت كه خلق اولين و آخرين در آنجا مجتمع باشند يا جمع كنند ارواح يا اشباح يا اعمال يا هر كسى را با مثل او و بعد از اجتماع ديگرباره متفرق سازند ايشان رافَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِگروهى را در بهشت برند كه مؤمنان موحدانند -وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِو گروهى را در دوزخ افگنند كه منافقان و مشركانند .