42 / 8
و اگر خواستى خدا گردانيدى ايشان را يك امت و ليكن در مىآرد هركرا خواهد برحمت خود و ستمكاران نيست ايشان را هيچ كارسازى و نه يارىدهنده ( 8 )
42 / 9
آيا دوستان گرفتند بجز خدا پس خدا همونست كارساز و همون زنده مىكند مردگان را و او بر هر چيز توانا است ( 9 )
42 / 10
و آنچه اختلاف كرديد دران هر چه باشد پس فيصل كردن به او حواله به خدا است اين است خدا پروردگار من برو توكّل كردم و بسوى او رجوع مىكنم ( 10 )
42 / 11
آفرينندهء آسمانها و زمين است پيدا كرد براى شما از جنس شما زنان را و پيدا كرد از جنس چهارپايان اقسام چند پراگنده مىكند شما را به اين تدبير نيست مانند او چيزى و اوست شنوا بينا ( 11 )
شرح
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُو اگر خواستى خداىلَجَعَلَهُمْهر آئينه گردانيدى همه خلايق راأُمَّةً واحِدَةًگروهى يك به راه هدايت يا در طريق ضلالتوَ لكِنْ يُدْخِلُو ليكن درمىآردمَنْ يَشاءُهرك را خواهد به راه نمودنى و توفيق عبادتفِي رَحْمَتِهِدر بهشت خودوَ الظَّالِمُونَو ستمكاران يعنى سرگردانان بيابان غوايت و خذلان از اهل شرك و نفاقما لَهُمْنيست مر ايشان رامِنْ وَلِيٍّهيچ دوستى كه متولى كار ايشان گرددوَ لا نَصِيرٍو نه يارى كه عذاب ايشان برداردأَمِ اتَّخَذُوابلكه فراگرفتند كافرانمِنْ دُونِهِبجز خداىأَوْلِياءَدوستان مانند اصنام و لاف دوستى ايشان مىزنندفَاللَّهُپس خداى به حقهُوَ الْوَلِيُّاوست دوستى كه دستگيرى مىكند دوستان راوَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتىو اوست كه زنده گرداند مردگان را بقدرت خود نه بتان عاجز ايشانوَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍو او خداى بر همه چيزقَدِيرٌتوانا است و اصنام ايشان را توانائى نيست نظماوست قادر به حكم كن فيكون * غير او جمله عاجزاند و زبونعجز را سوى قدرتش ره نيست * عقل ازين كارخانه آگه نيستوَ مَا اخْتَلَفْتُمْو آنچه اختلاف مىكنيد اى مؤمنانفِيهِدر ان با كافرانمِنْ شَيْءٍاز هر چيزى از امور دين و دنيافَحُكْمُهُپس حكم او مفوض استإِلَى اللَّهِبه خداى و او حكم خواهد كرد در ان روز قيامت -ذلِكُمُو آنكس كه حكم به حق صفت اوستاللَّهِخداى به حقرَبِّيپروردگار من استعَلَيْهِبرو نه بر غير اوتَوَكَّلْتُاعتماد كردم در همه كارها و مهمات خود بكرم وى تفويض نمودموَ إِلَيْهِ أُنِيبُو بسوى او بازمىگردم در همه احوال فى الحقيقة بنده را جزا و مرجع و مآب نيستفاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِآفريننده و پديدآرنده آسمانها و زمينهاجَعَلَ لَكُمْبيافريد براى شمامِنْ أَنْفُسِكُمْاز جنس شماأَزْواجاًزنانوَ مِنَ الْأَنْعامِو آفريد از چهارپايانأَزْواجاًصنفهاى گوناگونيَذْرَؤُكُمْبسيار مىگرداند شمالفِيهِدر تزاوج و تناسل يا درين وجه از خلقتلَيْسَنيستكَمِثْلِهِمانند اوشَيْءٌچيزى لفظ مثل در كلام عرب زايد مىباشد مثل قوله تعالى فان آمنوا به مثل ما آمنتم به يا مثل بمعنى ذات است چنانچه گويند مثلك لا يفعل كذا و درين آيت نشايد مثل را بر حقيقت گذاشتن چه مؤدى شود به تناقض كه اثبات مثل و نفى آن است بيتذات ترا صورت و پيوند نى * تو به كس و كس به تو مانند نىشعرجل المهيمن ان تدرى حقيقته * من لا له المثل لا تضرب له المثلوَ هُوَ السَّمِيعُو او شنوا است مجموع مسموعات راالْبَصِيرُبينا است همه مبصرات را