42 / 17
خدا آنست كه فرودآورد كتاب را براستى و ترازو را نيز و چه چيز مطلع ساخت ترا بر حقيقت امر شايد كه آمدن قيامت قريب باشد ( 17 )
42 / 18
زود طلب مىكنند قيامت را آنان كه ايمان ندارند به آن و آنان كه باور داشتهاند ترسانند ازان و ميدانند كه آن راست است آگاه شوهر آئينه آنان كه مكابره مىكنند در آمدن قيامت هر آئينه در گمراهى دوراند ( 18 )
42 / 19
خدا مهربان است بر بندگان خود روزى مىدهد هر كرا خواهد و اوست توانا غالب ( 19 )
شرح
اللَّهُخداى به حقالَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَآن كسى است كه فروفرستاده است كتاب رابِالْحَقِّبه راستى و درستىوَ الْمِيزانَو منزل گردانيد ترازو را كه موزونات به آن بسنجند تا درباره خرنده و فروشنده ستم نرود و محققان برآنند كه مراد از ميزان عدل است در معاملات و از عدل و راستى كنايت كرد به ميزان كه آلت عدلست و انزال عدل عبارت باشد از فرمودن بدان و در عين المعانى آورده كه مراد از ميزان محمد ص است صلى اللّه عليه و سلّم كه قانون عدل بوى تمهيد مىبايد و انزال او ارسال اوستوَ ما يُدْرِيكَو چه چيز دانا كرد ترا و تو چه دانىلَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌشايد كه وقت قيامت نزديك بود امام زاهدى رح فرمود كه لعل براى تحقيق است يعنى البته ساعتى كه در ان قيامت قائم شود نزديكستيَسْتَعْجِلُشتاب مىكنندبِهَابه ساعت يعنى بآمدن آنالَّذِينَآنان كهلا يُؤْمِنُونَ بِهانمىگروند به آن يعنى استعجال از روى تكذيب و استهزاء مىكنند يا مىخواهند كه پيغمبر عليه الصلاة و السلام وقتى معين كند تا آن وقت بيايد و قيامت نيايد و ايشان را برو حجتى باشدوَ الَّذِينَ آمَنُواو آنان كه گرويدند به خدا و رسول او و قيامتمُشْفِقُونَترسانندمِنْهااز قيامت چه نمىدانند كه خداى با ايشان چه كند و محاسبه و مجازات بر چه وجه بودوَ يَعْلَمُونَو مىدانندأَنَّهَا الْحَقُّآنكه آمدن ساعت راست استأَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَبدانيد كه بتحقيق آنان كه خصومت و جدال مىكنندفِي السَّاعَةِدر آمدن قيامتلَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍهر آئينه در گمراهىاند دور از صواباللَّهُ لَطِيفٌخداى دانا است يا نيكوكاربِعِبادِهِبه بندگان خوديَرْزُقُ مَنْ يَشاءُروزى دهد بلطف خود هرك را خواهدوَ هُوَ الْقَوِيُّو او تواناست در لطف و رحمتالْعَزِيزُغالب در حكم و ارادت در فصول آورده كه لطيف چهار معنى دارد اوّل مهربان و امام قشيرى رح فرموده كه از لطف اوست كه بيشتر از كفايت دهد و كمتر از قوت كار فرمايد دوم نوازنده و كدام نوازندگى به آن برابر كه بندگان را به خود اضافت فرمود سوم باريكدان و دوربين كه خفيات امور را داند و اسرار صدور برو پوشيده نماند - چهارم پوشندهكار كه كس را بر سر قضا و قدر او راه نبود و در كار او چون و چرا دخل ندارد قطعهكسى ز چون و چرا دم نمىتواند زد * كه نقشبند حوادث وراى چون و چرا استچرا مگوى كه چرا دست بسته قدرست * ز چون ملاف كه چون نيز پايمال قضا استدر موضح آورده كه لطيف آنست كه غوامض امور را بعلم داند و جرائم جمهور را بحلم درگذراند در ترجمه رشف فرموده لطيف آنست كه علم شامل او محيط بر غوامض مصالح و حكمت باهرهاش مشتمل بر عوائد منافع باشد در كشف الاسرار معنى لطيف برين وجه آورده كه نعمت به قدر خود داد و شكر به قدر بنده خواست درين آيت نكات بسيار و فوائد بىشمار است و حواله اطلاع بر معنى لطيف بتفصيل بر جواهر التفسير مىرود .