41 / 43
يا محمد ص گفته نمىشود ترا مگر آنچه گفته شده بود پيغامبران را پيش از تو هر آئينه پروردگار تو خداوند آمرزش است و خداوند عقوبت درددهنده است ( 43 )
41 / 44
و اگر مىساختيم اين كتاب را قرآنى به زبان عجم هر آئينه مىگفتند كافران عرب چرا واضح كرده نشد آيات او را آيا قرآن عجمى است و مخاطب عربى بگو قرآن مسلمانان را هدايت و شفا است و آنان كه ايمان ندارند در گوش ايشان گرانى است و آن قرآن بر ايشان كورى است آن جماعه به مثل چنانند كه آواز داده مىشوند از جاى دور ( 44 )
41 / 45
و هر آئينه داديم موسى را كتاب پس اختلاف كرده شد دران و اگر نبودى كلمه كه سابق صادر شد از پروردگار تو البته فيصل كرده شدى در ميان ايشان و هر آئينه ايشان در شك قوىاند از طرف قرآن ( 45 )
41 / 46
هر كه بكند كار نيك پس نفع او راست و هر كه بدكارى كند پس و بال بر ويست و نيست پروردگار تو ستمكننده بر بندگان ( 46 )
شرح
ما يُقالُ لَكَنمىگويند ترا اى محمد ص صلى اللّه عليه و آله و سلّم كفار قوم توإِلَّامگرما قَدْ قِيلَآنچه گفته شده است يعنى كافران پيشين گفتندلِلرُّسُلِمر فرستادگان رامِنْ قَبْلِكَپيش از تو حضرت عزت تسلى مىدهد حبيب خود را صلى اللّه عليه و سلّم كه از سخنان كفّار اندوهناك مباش كه پيش ازين هر پيغمبرى كه بوده منكران قوم او با او همين گفتند كه با تو مىگويندإِنَّ رَبَّكَبه درستى كه آفريدگار تولَذُو مَغْفِرَةٍهر آئينه خداوند آمرزش است مر انبياء ع و متابعان ايشان راوَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍو خداوند عقوبت دردناك مر مشركان و مكذبان را ، آوردهاند كه كفار قريش گفتند چرا قرآن بلغت عجم فرونيايد و چرا بعضى ازو عربى و بعضى عجمى نبود تا هر دو قوم ازو بهره برند آيت آمد كهوَ لَوْ جَعَلْناهُو اگر ما مىفرستاديم اين كتاب راقُرْآناً أَعْجَمِيًّاقرآنى بلغت غير عربلَقالُواهر آئينه مىگفتند كافران عربلَوْ لا فُصِّلَتْچرا پيدا و هويدا نكردندآياتُهُآيتهاى كتاب را به زبانى كه ما فهم كنيمءَ أَعْجَمِيٌّآيا كلام عجمىوَ عَرَبِيٌّو مخاطب عربىقُلْبگو اى محمد ص صلى اللّه عليه و سلّمهُوَاين كتابلِلَّذِينَ آمَنُوامر آنان را كه گرويدندهُدىًراه نماينده است به حقوَ شِفاءٌو شفا بخشنده از امراض شك و شبهوَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَو آنان كه نمىگرويدند به آنفِي آذانِهِمْ وَقْرٌدر گوشهاى ايشان گرانى است يعنى تصامم مىكنند و به گوش هوش نمىشنوندوَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًىو آن قرآن بر ايشان كورى است و پوشيدگى تا جلوه جمال و كمال آن را نبينندأُولئِكَآن گروه كه از شنيدن قرآن كر و ديدن آن كورانديُنادَوْنَندا كرده مىشوندمِنْ مَكانٍ بَعِيدٍاز جاى دور يعنى مثل ايشان چون كسى است كه او را از مسافت دور و دراز بخوانند نه خواننده را بيند و نه آواز او شنود پس او را از ان ندا چه نفع رسد بيتنادى اقبال مىگويد كه اى ناقابلان * ما بسى نزديك نزديك و شما بس دور دوروَ لَقَدْ آتَيْناو هر آئينه ما داديممُوسَى الْكِتابَمر موسى را توريتفَاخْتُلِفَ فِيهِپس اختلاف كردند در ان بعضى باور داشتند و جمعى تكذيب كردندوَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْو اگرنه كلمه بودى كه پيشى گرفته است -مِنْ رَبِّكَاز پروردگار تو يعنى وعده قيامت و فصل خصومت در عرصه محشر يا تاخير عذاب مكذبانلَقُضِيَهر آئينه حكم كرده شدىبَيْنَهُمْميان اهل تكذيب و مستاصل شدندىوَ إِنَّهُمْو به درستى كه مشركان عرب با يهودلَفِي شَكٍّهر آئينه در گماناندمِنْهُاز قرآن يا توريتمُرِيبٍگمانى به اضطرابآورندهمَنْ عَمِلَهر كه بكندصالِحاًكارى ستودهفَلِنَفْسِهِپس از براى نفس اوست يعنى نفع او بوى رسد قرء حفص بتسهيل العمرة الثانية 12وَ مَنْ أَساءَو هر كه بكند فعل بدفَعَلَيْهاپس بر نفس اوست يعنى ضرر آن به دو بازگرددوَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍو نيست آفريدگار تو ستمكنندهلِلْعَبِيدِمر بندگان خود را كه فراخور عمل مكافات نفرمايد .