تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
41 / 31 ما دوستان شما بوديم در زندگانى دنيا و در آخرت نيز و شما را است در اينجا آنچه بطلبد نفس شما و شما را است آنجا آنچه درخواست كنيد ( 31 ) 41 / 32 بطريق مهمانى از جانب خداى آمرزگار مهربان ( 32 ) 41 / 33 و كيست نيكوتر باعتبار سخن از شخصى كه دعوت كرد مردمان را بسوى خدا و كار شايسته كرد و گفت هر آئينه من از مسلمانانم ( 33 ) 41 / 34 و برابر نيست نيكى و بدى جواب بازده بخصلتى كه آن بهتر است پس ناگاه آن‌كس كه ميان تو و ميان وى دشمنى است گويا كه وى كارسازى خويشاوند شده است ( 34 )
شرح
نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْما دوستان شما بوديمفِي الْحَياةِ الدُّنْيادر زندگانى دنيا و شما را از آفات نگاه مىداشتيم و الهام راستى مىداديم و بخير دلالت مىنموديم و معاونت مىكرديموَ فِي الْآخِرَةِو دوستان شمائيم در آن سراى به تعظيم و تكريم و درخواست يعنى شفاعت هرك را خواهد خداىوَ لَكُمْو مر شما را است -فِيهادر آخرتما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْآنچه آرزو كند و خواهد نفسهاى شما از لذايذ يا از كراماتوَ لَكُمْ فِيهاو مر شما راست در عقبىما تَدَّعُونَآنچه خواهيدنُزُلًاروزى مهيا شدهمِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍاز خداى آمرزنده مهربان و بخشاينده در لفظ نزل اشعارى است به‌آنكه متمناى اهل استقامت است نسبت به‌آنچه ايشان را عطا خواهند كرد چون ما حضرى است نسبت به موايد كليه كه به جهت ضيافت ترتيب كنند و ازينجا گفته‌اند كه نتيجه استقامت نهايت كرامت است چه در روش طريقت درجه از ان عالىتر نيست شيخ ابو على دقاق قدس سره فرموده كه استقامت نگاه داشتن سر است از ما سوى اللّه يعنى بايد كه غير حق را در خلوتخانه سر خود راه ندهد و اغيار را در حريم منزل دل نگذارد بيت امروز مرا در دل جز يار نمىگنجد كاندر حرم سلطان اغيار نمىگنجدوَ مَنْ أَحْسَنُو كيست نيكوترقَوْلًااز جهت سخنمِمَّنْ دَعااز ان كس كه بخواند خلق راإِلَى اللَّهِبه پرستش خداىوَ عَمِلَ صالِحاًو بكند كارهاى شايستهوَ قالَ إِنَّنِيو بگويد كه به درستى كه منمِنَ الْمُسْلِمِينَاز گردن‌نهادگانم حكم خداى را اين آيت در شان حضرت پيغمبر است صلّى اللّه عليه و سلّم كه خلق را به خداى دعوت كرد امام ابو الليث رح فرمود كه مراد علمااند كه معالم دين به مردم مىآموزانند و عمل صالح ايشان آنست كه هر چه دانند بدان كار كنند و يا محتسبانند كه قواعد امر معروف و نهى منكر را تمهيد دهند و عمل صالح ايشان صبر و تحمل است بر آنچه بديشان رسد از مكاره و گفته‌اند همه ائمه و مشايخ درين آيت داخلند و عايشه صديقه رضى اللّه عنها فرموده كه نمىبينم اين آيت را الا در شان مؤذنان صاحب عين المعانى آورده كه چون بلال رضى اللّه عنه بانگ نماز آغاز كردى يهود گفتندى كه كلاغ ندا مىكند و به نماز مىخواند و سخنان بيهوده بر زبان ايشان گذشتى اين آيه نازل شد و بر تقديرى كه در شان مؤذنان باشد عمل صالح ايشان آن است كه ميان اذان و اقامت دو ركعت نماز بگذارندوَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُو برابر نيست نيكى و بدى در مجازات و مكافات يعنى توحيد و تشريك مساوى نيستند يكى موجب رفع درجات است و ديگرى سبب هبوط دركات و گفته‌اند كه حسنه رفق است و سيئه عنف يا مراد علم و جهل است و در تفسير ماوردى و تبيان و عين المعانى آورده كه حسنه دوستى آل رسول صلّى اللّه عليه و سلّم است و سيئه دشمنى ايشانادْفَعْدفع كن سيّئه رابِالَّتِيبه آن چيزى كه در نفس الامرهِيَ أَحْسَنُآن نيكوتر است يعنى غضب را بحلم تسكين ده و گناه را بعفو محو كن و از لغو بتغافل درگذرفَإِذَا الَّذِيپس چون چنين كنى به‌آن‌كسىكه باشدبَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌميان تو و او دشمنى هر آئينه او دوست گرددكَأَنَّهُگويا كه اووَلِيٌّ حَمِيمٌدوستى كه كارساز بود و خويشى مهربان - و در احقاف از امام اعظم رحمه اللّه نقل مىكند كه چون از كسى به من مىرسانند كه مرا بد مىگويد من در شان او سخن نيكو مىگويم تا وقتى كه خبر مىيابم از آنكه او هم نيكى به من مىگويد .