40 / 79
خدا آنست كه آفريده براى شما مواشى را تا سوار شويد بر بعض آنها و بعض آنها را مىخوريد ( 79 )
40 / 80
و شما را در چهارپايان منفعتها است و تا برسيد سوار شده بر آنها به مقصدى كه در سينهء شما مستقر شده است و بر چهارپايان و نيز بر كشتيها برداشته مىشويد ( 80 )
40 / 81
و خدا مىنمايد شما را نشانهاى خود پس كدام يك را از نشانهاى خدا انكار مىكنيد ( 81 )
40 / 82
آيا سير نكردهاند در زمين تا بنگرند چگونه بود آخر كار آنان كه پيش از ايشان بودند بودند بيشتر از ايشان و زيادهتر بقوّة و به نشانها در زمين پس دفع نكرد از ايشان آنچه مىكردند ( 82 )
40 / 83
پس وقتى كه آمدند پيغامبران ايشان با معجزها شادمان شدند به آنچه نزديك ايشان بود از دانش ( يعنى علم معاش ) و در گرفت ايشان را آنچه بدان استهزاء مىكردند ( 83 )
شرح
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَخداى تعالى به حق آنست كه بيافريدلَكُمُ الْأَنْعامَبراى شما چهارپايان چون شتر و گاو و گوسفندلِتَرْكَبُواتا سوار مىشويدمِنْهابعضى از ان را چون ابل و فرسوَ مِنْها تَأْكُلُونَو بعضى را از ان مىخوريد چون غنم و برخى آن است كه قابليّت ركوب و اكل هر دو دارند چون بقروَ لَكُمْو مر شما راستفِيها مَنافِعُدر انعام منفعت بسيار چون شير و پشم و جز آنوَ لِتَبْلُغُواو ايشان را آفريد تا برسيدعَلَيْهابركوب بر بعضى از انحاجَةً فِي صُدُورِكُمْبه حاجتى كه در دلهاى شما است از سود او معاملهوَ عَلَيْهاو بر شتران در خشكىوَ عَلَى الْفُلْكِو بر كشتيهاى در درياتُحْمَلُونَبرداشته مىشويدوَ يُرِيكُمْو مىنمايد خدا شما راآياتِهِنشانهاى قدرت خود رافَأَيَّ آياتِ اللَّهِ تُنْكِرُونَپس كدام آيت را از آيات قدرت يا از دلائل نبوت چون انشقاق قمر و اخبار از غيب انكار مىكنيدأَ فَلَمْ يَسِيرُواآيا پس سير نكردندفِي الْأَرْضِدر زمين عاد و ثمودفَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَتا بنگرند كه چگونه بودعاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْسر انجام كار آنان كه پيش از ايشان بودند از امم پيشينكانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْبودند بيشتر از ايشان از روى عددوَ أَشَدَّ قُوَّةًو سختتر از روى توانائىوَ آثاراً فِي الْأَرْضِو افزونتر از جهت بازماندهاى ايشان در زمين از كوشكها و قلعهافَما أَغْنى عَنْهُمْپس دفع نكرد عذاب را از ايشانما كانُوا يَكْسِبُونَآنچه بودند كه مىكردند از جمع مال و ترتيب سپاهفَلَمَّا جاءَتْهُمْپس آن هنگام كه آمدند بديشانرُسُلُهُمْپيغمبران ايشانبِالْبَيِّناتِبمعجزات و دلالاتفَرِحُواشاد گشتندبِما عِنْدَهُمْبه آنچه نزد ايشان بودمِنَ الْعِلْمِاز دانش بزعم ايشان يعنى جهلى كه آن را علم نام نهاده بودند و مراد عقائد باطله و شبهات بىاعتبار ايشان است و گفتهاند مراد علم مكاسب و تجارات است و يا علم طبايع و تنجيم كه به آن مباهى و مستظهر شده بانبياء و آيات ايشان استهزاء مىكردند لا جرم حق سبحانه ايشان را هلاك ساختهوَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَو فروگرفت و محيط شد با ايشان جزاى آنچه به آن بانبياء ع عليه السلام استهزا و سخريه مىنمودند از عذاب گوناگون در دنيا و آنچه موعود است ايشان را در عقبى و به آن خواهند رسيد .