40 / 76
درآئيد به دروازهاى دوزخ جاويدان آنجا پس بد جاى متكبران است دوزخ ( 76 )
40 / 77
پس صبر كن يا محمد هر آئينه وعدهء خدا راست است پس اگر بنمايم ترا بعض آنچه وعده مىدهيم ايشان را فبها و اگر قبض روح تو كنيم پس بسوى ما بازگردانيده شوند كافران ( 77 )
40 / 78
و هر آئينه فرستاديم پيغامبران را پيش از تو از ايشان كسى هست كه قصّهاش خواندهايم بر تو و از ايشان كسى هست كه قصهاش نخواندهايم بر تو و نبود هيچ پيغمبر را كه بيارد هيچ نشانه مگر بفرمان خدا پس وقتى كه آمد فرمان خدا فيصل كرده شود براستى و زيانكار شدند آنجا بيهودهگويان ( 78 )
شرح
ادْخُلُوادرآييدأَبْوابَ جَهَنَّمَبدرهاى هفتگانه دوزخ كه براى شما بخش كرده شده است يعنى هر طايفه بدركه درآييدخالِدِينَ فِيهاجاويدماندگان در انفَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَپس بد آرامگاهى است متكبران را دوزخفَاصْبِرْپس شكيبائى كن اى محمد بر ايذاى قومإِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّبه درستى كه وعده خداى تعالى به نصرت اوليا و هلاكت اعداء درست و راست است و بىشك واقع خواهد شدفَإِمَّا نُرِيَنَّكَپس اگر بنمائيم به توبَعْضَ الَّذِيبرخى آنچهنَعِدُهُمْوعده دادهايم ايشان را از قتل و اسر خود آن استأَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَيا اگر بميرانيم ترا پيش از ظهور آن عذابفَإِلَيْنا يُرْجَعُونَپس بسوى ما بازگردانيده خواهند شد روز قيامت و جزاى خود خواهند يافت يعنى بههيچوجه ايشان را فرونخواهيمگذاشت و حق سبحانه در دنيا بعضى از عذاب كفّار را به حضرت سيّد ابرار صلى اللّه عليه و سلّم نمود از قتل و اسر و قحط و جز آن و باقى عقوبات ايشان را در عقبى خواهد نمود بيتدوستان اندر دو عالم شاد و خرّم مىزيند * دشمنان در محنت و غم اين سرا و آن سراآوردهاند كه كفّار مكّه از روى جدال اقتراح آيات متكاثره مىكردند چنانچه تفجير عيون و اظهار بساتين و صعود بر آسمان بحضور ايشان بر وجهى كه در سوره بنى اسرائيل گذشت حق سبحانه آيت فرستاد كهوَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًاو به تحقيق كه فرستاديم ما پيغمبران رامِنْ قَبْلِكَپيش از تومِنْهُمْبعضى از ايشانمَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَآنهااند كه خواندهايم قصهاى ايشان بر تو كه آن بست و نه پيغمبراندوَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْو بعضى از ايشان آنانند كه قصّه ايشان نخواندهايمعَلَيْكَبر تو امّا نام ايشان دانسته چون اليسع و غير او و بعضى آنست كه نه نام ايشان دانسته و نه قصّه ايشان شنيده جمعى بر آناند كه مجموعه انبياء ع هشت هزار بودهاند چهار هزار از بنى اسرائيل و چهار هزار از ساير خلق و مشهور آنست كه صد و بست و چهار هزار و چند بودند و در ايمان بر ايشان تفصيل و تعديد و عدد و معرفت ايشان بانساب و أسامى شرط نيستوَ ما كانَ لِرَسُولٍو نبود هيچ پيغمبرى را و نتوانستأَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍآنكه بيارد معجزه كه نشانه نبوت او باشدإِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِمگر به دستورى خدائى و حكم و فرمان او يعنى شما از پيغمبر من اقتراح معجزات مىكنيد و او مستقل نيست در نمودن آن بىامر من و من حكمت در عدم وقوع آن مىبينمفَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِپس چون بيايد فرمان خدا به عذاب مقترحان معجزات بعد از وضوح آياتقُضِيَحكم كرده شودبِالْحَقِّبه راستى يعنى مشرك مبطل معذب گردد و مؤمن محق نجات يابدوَ خَسِرَو زيان كنندهُنالِكَ الْمُبْطِلُونَآنجا ناراستان و معاندان كه بعد از ديدن معجزه كه دلالت بر نبوت مىكند ديگر معجزه مىطلبند .