تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1063

مساهمون:

ص١٠٦٣
40 / 65 اوست زنده نيست هيچ معبود مگر او پس عبادت كنيد او را يك‌جهت ساخته براى او عبادت ستايش خدائ راست پروردگار عالمها ( 65 ) 40 / 66 بگو هر آئينه منع كرده شد مرا از آنكه عبادت كنم آنان را كه شما مىپرستيد بجز خدا وقتى كه آمد به من نشانها از جانب پروردگار من و فرموده شد مرا كه منقاد شوم پروردگار عالمها را ( 66 ) 40 / 67 اوست آنكه آفريد شما را از خاك باز از نطفهء منى باز از خون بسته باز بيرون مىآرد شما را كودك شده باز باقى مىگذارد تا برسيد به نهايت قوت خود باز باقى مىگذارد تا شويد پير كلان سال و بعض از شما كسى هست قبض روح او كرده شود پيش ازين و باقى مىگذارد تا برسيد به مدتى معين و تا بود كه بفهميد ( 67 ) 40 / 68 اوست آنكه زنده مىكند و مىميراند چون پيدا كند چيزى را پس جز اين نيست كه مىگويدش بشو پس مىشود ( 68 )
شرح
هُوَ الْحَيُّاوست زنده يعنى متفرد بحيات ازلىلا إِلهَ إِلَّا هُوَنيست هيچ معبودى كه سزاى عبادت بود مگر اوفَادْعُوهُپس بخوانيد او رامُخْلِصِينَدر حالتى كه پاك‌سازندگان باشيدلَهُ الدِّينَبراى او دين خود را از شرك يا طاعت خود را از ريا بگوئيدالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَهمه سپاسها و ستايشها مر خداى راست كه پروردگار عالميان استقُلْبگو اى محمد ص اين مشركان را كه مىگويند بدين آبا و اجداد خود متديّن شوإِنِّي نُهِيتُبه درستى كه من نهى كرده شده‌امأَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَاز آنكه بپرستم آنان را كه پرستيد شمامِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداى تعالىلَمَّا جاءَنِي الْبَيِّناتُآن هنگام كه آمده است به من حجج و آياتمِنْ رَبِّياز پروردگار منوَ أُمِرْتُو مأمور شده‌امأَنْ أُسْلِمَبه‌آنكه گردن نهم و انقياد كنملِرَبِّ الْعالَمِينَمر آفريدگار جهانيان راهُوَ الَّذِيآن كسى هست كهخَلَقَكُمْبيافريد پدر شما را آدم عليه السلاممِنْ تُرابٍاز خاكثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍپس شما را اى فرزندان وى بيرون آورد از آب منىثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍپس از علقه كه منى بعد از چهل روز بدان شكل برمىآيدثُمَّ يُخْرِجُكُمْپس بيرون آورد هر يكى را از شما از رحم مادرطِفْلًاكودكثُمَّ لِتَبْلُغُواپس بازميدارد شما را تا برسيدأَشُدَّكُمْبه‌غايت قوّت خود كه منتهاى شباب استثُمَّپس ازين درجه بالا مىبردلِتَكُونُوا شُيُوخاًتا گرديد پيرانوَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّىو از شما كس باشد كه بميرانيده مىشودمِنْ قَبْلُپيش از بلوغ يا قبل از شيخوختوَ لِتَبْلُغُواو بقا مىدهد شما را تا برسيدأَجَلًا مُسَمًّىمدتى نام برده شده كه وقت موت استوَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَو شايد كه شما تعقل كنيد در آفرينش خود انتقال از درجه به درجههُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُاوست آنكه زنده مىگرداند و بميراندفَإِذا قَضى أَمْراًپس چون خواهد و حكم كند كارى رافَإِنَّما يَقُولُ لَهُپس جز اين نيست كه گويد مر او راكُنْ فَيَكُونُبباش پس بباشد بىمدتى و مهلتى يعنى تكوين او را احتياج به آلتى و عدّتى و فرصتى و كلفتى نيست نظمفعل او زانكه عيب و علّت نيست * متوقف به هيچ آلت نيستاز خم زلف كاف و طره نون * هر زمان شكلى آورد و بيرون .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1063 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )