هيچ راه گريزى از آن به نظرمان نمىرسد ، و همين تصور و تجسم حقيقت را به ذهن آدمى نزديك مىكند و از عنوان ميانجى ميان او و حقايق دور مىشود ، و در نتيجه عنوان مربّى انسان پيدا مىكند و تقوا و پرهيزگارى او را رشد مىدهد .
دانشجويى كه تالار امتحانات پايان سال تحصيلى را در نظر خود مىآورد ، و بر ضد رد شدن در امتحان خود را مجهز مىسازد ، عملا از عهدهء امتحانات برمىآيد ، و همچنين آن كس كه فرصت جريمه و انجام دادن كار بد و غير قانونى را در اختيار دارد ، هنگامى كه به ياد تالار محاكمه در دادگسترى مىافتد ، از پرداختن به جرم خوددارى مىكند ، و به همين گونه خود ما ، چون آتش دوزخ را در خاطر داشته باشيم ، از گناه ورزيدن و تباهى كردن اجتناب خواهيم كرد .
آن است تاريخ دور ، و اين است آيندهاى كه خواهد آمد ، و در ميان اين دو قرآن اندكى انصراف پيدا مىكند / 436 تا به ما بگويد كه : اى مردم ! داستان گذشتهء شما چنان بود ، و حوادث مستقبل و آيندهء شما چنين خواهد بود ، پس براى زمان حاضر خود بيدار و هشيار باشيد .
چگونه خود را از طبيعت جدال خلاص كنيم ؟
[ 54 ]
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ
- ما در اين قرآن براى مردمان از هر گونه مثل زديم . » هر چه حقيقت را تجسم بخشد به نام مثل خوانده مىشود ، و قرآن حقايق محض و مجرد را در مثالهايى از تاريخ گذشته يا حوادثى كه در آينده وقوع پيدا كرده است به عنوان مجسم مىسازد ، ولى براى چه ، براى آن كه اين حقايق مجرد را به ذهنها و قلبهاى مردمان نزديك كند ، ولى انسان هر اندازه براى او مثل زده شود و داستانهاى حوادث و پيشامدها به گوشش برسد ، بازهم به مجادله و چون و چرا دربارهء آنها مىپردازد .
وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا
- و انسان بيش از هر كار ديگر به جدال كردن مىپردازد و چون و چرا مىكند . »