آسمان است تا بتواند مردمان را به راههاى درست رهبرى كند ، و ممكن است هدف آيه از تعبير آسمانها و زمين قانونگذاريهاى معنوى و راههاى مادّى براى زندگى بوده باشد ، و آنان هيچ علمى به آن ندارند ، بدان جهت كه گواه بر آفرينش نبودهاند تا بدانند كه براى آفريدگان چه قانونها و مقرراتى ضرورت دارد ، و مصدر معرفتى جز خدا وجود ندارد .
در صورتى كه خداوند سبحانه و تعالى تنها گواه بر آفرينش نبوده بلكه خود آفريننده بوده است و در نتيجه به آن چه در آسمانها و زمين است داناتر است و براى آن كه از راهنمايى او پيروى شود شايستهتر ؛ آنان چيزى نمىدانند و حتى خودشان را نمىشناسند ، و آن كس كه نتواند خودش را به خير و هدايت برساند ، آيا ممكن است شايستگى پيشوايى ديگران را داشته باشد ؟ ! / 434 از سوى ديگر : مردمان چنان تصور نمىكنند كه انسان گمراه مىتواند از نيرو و توان خويش نفعى براى آنان داشته باشد . هرگز . . . بدان جهت كه گمراهى سبب تباه شدن قوت و قدرت مىشود ، و هر اندازه هم كه اين قدرت و نيرو بزرگ باشد باز چنين است ، قرآن اين حقيقت را به ياد ما مىآورد و مىگويد :
وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً
- و من كسى نبودم كه گمراه كنندگان را به يارى خويش برگزينم . » آن كس كه تو را گمراه كرده ، نمىتوانى او را همچون يار و ياورى براى خود انتخاب كنى ، و در اين جا ملاحظه مىكنيم كه قرآن مضلين را كه جمع است با كلمهء « عضدا » كه مفرد است توصيف كرده ، و نگفته است « اعضادا » بدان جهت كه مىخواهد موضوع را به صورت كلى نفى كند .
مبالغه و رسايى اين بيشتر است ، بدان جهت كه انسان معمولا چند عضد و ياور نمىگيرد ، بلكه عضدى واحد براى خود اختيار مىكند ، و نفى مجموع به معنى نفى واحد نيست ، در صورتى كه نفى واحد نفى مجموع را نيز مىرساند .
حرام است كه آدمى در زندگى دنيوى خود مرد گمراهى را همچون يار و بازوى خود در نظر بگيرد و از او براى انجام كارهاى خويش استفاده كند ، و به