همگى در داخل انسان به حالت جدالى مستمر و پيوسته قرار دارند .
بعضى از مفسران گفتهاند : كلمهء « أكثر شىء » در آيه بر سبيل مبالغه آمده ، و حقيقت آن است كه در آن مبالغهاى وجود ندارد ، و هيچ چيز در طبيعت جدليتر از مخ انسان نيست ، و اگر چنان فرض كنيم كه در آبشارهاى نياگارا جدلى از آن جهت پيش آيد كه با آبهاى ديگر برخورد و تصادم پيدا مىكنند ، آيا اين جدل بيشتر است يا جدلى كه در تفكر آدمى پيش مىآيد ؟ و آيا جريانهاى متعارض و مخالف با يكديگر كه در بعضى از اقيانوسها ، و ميان بادهاى مخالف يكديگر يا طوفانها پيش مىآيد بيشتر است يا آنچه در قلب وجود دارد كه تناقضهاى وجود و هستى در آن انعكاس پيدا مىكند ؟ ! [ 55 ] و از انواع تناقض و جدل در نزد انسان است آنچه كه ميان واقعيت و حقيقت وجود دارد ، چه آنچه وقوع پيدا كرده و به صورت واقعيت درآمده ، فشار و جاذبيت دارد ، و آنچه حقيقت است از صحت و پايان نيك برخوردار است .
/ 438 خداوند متعال هادى است و هدايت را براى مردم مىفرستد ، و به مردمان فرمان مىدهد كه زندگى خود را بر وفق اين راهنمايى تنظيم كنند و از همين راه به اصلاح گذشتهء خود بپردازند ، ولى آنان چندان چشم به راه مىمانند و از قبول هدايت خوددارى مىورزند تا عذاب به ايشان برسد كه يا آنان را ناگهانى گرفتار خود مىسازد ، يا مستقيما آن را در برابر خود مشاهده مىكنند ، پس چشم به راه واقعيت مىمانند ، و به حقيقت نظر نمىكنند ، و قرآن مىگويد :
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ
- و چه چيز مردمان را از آن بازداشت كه چون هدايت به آنان رسيد ، ايمان آورند و از پروردگار خويش طلب آمرزش كنند ؟ »
إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ
- جز اين كه بر روش گذشتگان براى ايمان آوردن چشم به راه رسيدن عذابى باشند كه آنان را در ميان گرفته باشد . »
أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا
- يا اين كه عذاب را مستقيما در برابر خود مشاهده كنند . »