دلارام باش !
مرحوم علّامه اين شعر را در پاسخ نامهء منظوم مرحوم « آرام » سرودند . سيد ابو عبد اللّه ناصر الدّين حسين آرام ( 1294 - 1350 ) متخلص به آرام ، فرزند كوچكتر آية اللّه حاج سيد نور الدين تفرشى قمى بود . از علم انساب و رجال بهره فراوانى داشت . افزون بر مقام علمى و روحانى ، در نويسندگى نيز بنام بود و گاهى از روى تفنن شعر نيز مىسرود و آثارش در مجلات و روزنامههاى كشور منتشر مىشد . سالها مديريت آستانِ پرى پاسبان حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام را بر عهده داشت . محبت و ارادتش به اهل البيت عليهم السّلام چندان بود كه به محض شنيدن نامشان ، حالش دگرگون مىشد . بسيار خوشقلب و خوشمحضر بود و با مرحوم علّامه نيز نشستوبرخاست داشت . افسوس كه « سيد » تا پايان عمر ، مجرد زيست و از خود فرزندى بر جاى ننهاد .
ناصر آرام ! دلارام باش ! * همدم ساقى و مى و جام باش !
سايه سروى كه تو بنشستهاى * گردِ غم از چهرهء جان شستهاى 1
بس به حقيقت تو بلندى بلند ! * ناوَرَدت دام سخن زير بند
شعر ترى كز قلمت ريخته * شهد و شكر را به هم آميخته 2
سبزه و آب و طَرَف بوستان * بزم و تماشاى رخ دوستان 3