تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ز مهر افروخته ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

جُرم من اين است كه آزاده‌ام

از دل آن روز كه من زاده‌ام * داغ به دل بوده و دلداده‌ام 1 تا به ره افتاده‌ام از كودكى * هيچ نياسوده دلم اندكى شهر و ده و سينه دريا و كوه * گشتم و بگذشتم و دل در سُتُوه 2 رحل به هر جاى كه مىافكنم * روز دگر خيمهء خود مىكَنَم 3 شاهدِ مقصود نديدم دمى * هيچ نديدم خوشى و خرّمى 4 چرخ نگرديده به كامم دمى * قرعه نيافتاده به نامم همى از كف و از كاسهء گردون دون * برده‌ام و ريخته‌ام اشك و خون 5 من كه نبودم به رهش خار راه * كوشش وى را ننمودم تباه جُرم من اين است كه آزاده‌ام * وز رقم تيره‌دلى ساده‌ام 6