تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ز مهر افروخته ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
« حاج شيخ حسن ! چرا وارد نمىشوى ؟ ! » نگاه كردم و ديدم علّامه طباطبائى است . عرض كردم : خجالت مىكشم با اين آشفتگى روحى بر امام رضا عليه السّلام وارد شوم . من آلوده كجا و حرم پاك ايشان كجا ! آنگاه مرحوم علّامه فرمود : « طبيب براى چه مطب باز مىكند ؟ براى اينكه بيماران به وى مراجعه كنند و با نسخهء او تندرستى خود را بيابند . اين‌جا هم دار الشّفاى آل محمد - عليهم السّلام - است . داخل شو كه امام رضا عليه السّلام طبيب الأطبّاء است . » « 1 » 4 . آية اللّه طباطبائى : سرمايه و دارائى من ، اين است كه مانند تركهاى پشت كوه ، صاف و بىغل‌وغش به حضرت ابو الفضل العباس عليه السّلام ارادت و ايمان دارم . « 2 » 5 . يكى از معلمان قم مىگويد : روزى مشاهده كردم كه علّامه طباطبائى هنگام ورود به حرم حضرت فاطمه معصومه - عليها السّلام - از خاك اطراف درهاى صحن به ديدگانش كشيد . وقتى علت اين كار را از ايشان پرسيدم ، فرمود : « ما كه لياقت نداريم از گرد و غبارى كه بر ضريح مقدّس اين خانم و اطراف آن نشسته ، به چشممان بكشيم ! » .
هامش
( 1 ) . خورشيد اهل دل ، ص 132 ( رضوى ، سيد جلال ، سوم شعبان ، قم ، چ اول ، 1382 ) . ( 2 ) . همان ، ص 124 ، به نقل از على معجزاتى .