به هر حال قرآن در بيان اين ماجرا مىگويد : « هنگامى كه تجارت يا سرگرمى لهوى را ديدند ( از گرد تو ) پراكنده شدند و به سوى آن رفتند و تو را در حالى كه ( براى خواندن خطبهها ) ايستاده بودى رها كردند » ، ( وَ اذَا رَأَوْا تِجَارَةً اوْ لَهْواً انْفَضُّوا الَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَائِماً ) .
سپس در ذيل آيه مىفرمايد : « بگو آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است و خداوند بهترين روزى دهندگان است » ، ( قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ) .
ممكن است در ميان آن گروهى كه نماز و ذكر خدا و پيامبرش را رها كرده ، به سوى بازار دويدند ، افرادى بودهاند كه واقعاً براى نيازهاى ضرورى خود دست به چنين كارى زدند ( هر چند آنها هم وقت كافى براى تهيّهء نياز خود داشتند ، ولى تعبير بالا به خوبى نشان مىدهد كه گروهى از حريصان به قصد اينكه اجناس را بخرند و گرانتر بفروشند و ثروتى بيندوزند و گروهى براى مشاهدهء صحنههاى هوس آلود ، به سوى كاروان كشيده شدند و خود را از سعادت نماز در محضر بزرگترين پيامبر الهى صلى الله عليه و آله محروم ساختند .
* * * در هفتمين و آخرين آيات مورد بحث سخن از عيبجويان استهزا كنندهاى است كه به خاطر مال و ثروت ، مغرور شدهاند و به خود اجازه مىدهند مؤمنان راستين تهيدست را به سخريّه كشند ، مىفرمايد :
« واى بر هر عيبجوى مسخره كنندهاى ، همان كس كه اموال ناچيزى گردآورى كرده و شماره مىكند ( و به دقّت مراقب حفظ آن است ، بى آنكه حساب حلال و حرام آن را داشته باشد ) و گمان مىكند كه اموالش سبب جاودانگى اوست ( نه مرگى به سراغ او مىآيد ، نه حادثهاى كه سبب زوال مال و ثروت او شود ! ) » ، ( وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ * الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ * يَحْسَبُ انَّ مَالَهُ اخْلَدَهُ ) .
جملهء « عَدَّده » كه ناظر به شمارش كردن اموال از سوى اين دنياپرستان است ، اشاره به حرص و ولع شديد آنهاست كه هر قدر بر اموالشان افزوده مىشود باز طالب بيشترند ، به همين دليل پيوسته آنها را شمارش مىكنند .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٩٢