تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
رذايل نكوهيده نيست ، چرا كه حبّ ذات كه اين صفات از آن برمىخيزد وسيلهء منحصر به فردى است كه انسان را به سوى سعادت و تكامل دعوت مىكند ، اين صفات هنگامى مذموم و نكوهيده است كه انسان با تدبير صحيح آنها را در آنچه شايسته است به كار نگيرد و در واقع مانند ساير صفات نفسانى است كه اگر در حدّ اعتدال باشد فضيلت است و اگر به جانب افراط و تفريط منحرف شود نكوهيده و رذيلت است . به هر حال آيات فوق نشان مىدهد كه قرآن انسانها را به سوى ايمان و نماز و نيايش و انفاق در راه او دعوت مىكند تا آتش حرص و بخل و جزع را در درون او فرو بنشاند . * * * در ششمين آيه سخن از ماجرايى در عصر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است و آن اينكه در يكى از سالها كه مردم مدينه گرفتار خشكسالى و گرسنگى و افزايش قيمت اجناس بودند ، كاروانى از شام وارد مدينه شد كه با خود موادّ غذايى حمل مىكرد ورود اين كاروان درست همزمان با روز جمعه و خطبه‌هاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در نماز جمعه بود . در آن زمان معمول بود كه براى اعلام ورود كاروان طبل مىزدند و آلات موسيقى ديگر را مىنواختند ، اين امر سبب شد كه مردم به سرعت خود را به بازار برسانند ، گروهى از تازه مسلمانان كه در مسجد براى نماز اجتماع كرده بودند خطبهء پيامبر صلى الله عليه و آله را رها كرده و براى تأمين نياز خود به سوى بازار شتافتند ، در حالى كه اين كار ضرورتى نداشت ، بعد از نماز نيز مىتوانستند به بازار روند و از اجناس كاروان بهره بگيرند ، تنها دوازده مرد و يك زن در مسجد باقى ماندند ، آيات فوق نازل شد و حريصانى را كه نماز جمعه را براى به دست آوردن مال دنيا رها كرده بودند سخت مذمّت كرد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اگر اين گروه اندك نيز مىرفتند از آسمان سنگ بر مردم مىباريد . « 1 » از لحن آيهء فوق استفاده مىشود كه انگيزهء هجوم به بازار ، مسئلهء تأمين نيازهاى اصلى زندگى نبود بلكه بعضى از سر هوس‌بازى به سراغ ساز و آوازها رفتند و بعضى هم براى ثروت اندوزى به سراغ تجارت .
هامش
( 1 ) - در تفسير مجمع البيان و بسيارى از تفاسير ديگر ، در تفسير سورهء جمعه اين داستان با تفاوت مختصرى آمده است .