تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
همهء افراد كه در عاقبت حرص و دنيا پرستى بينديشند مبادا در همان گردابهايى كه قوم يهود افتادند گرفتار شوند . در آيات قرآن و روايات اسلامى آمده است كه يهود ، بسيارى از پيامبران را كشتند ، تنها به دليل اينكه آنها را مخالف منافع نامشروعشان مىديدند و نيز بسيارى از آيات الهى را به همين جهت تحريف كردند و اينها همه از پيامدهاى حرص آنها بود . * * * در پنجمين آيه اشاره به حرص و كم طاقتى انسان به طور كلّى كرده ، مىفرمايد : « انسان حريص و كم طاقت آفريده شده ، هنگامى كه شرّى به او رسد بى تابى مىكند و هنگامى كه خيرى به او رسد بخل مىورزد و از ديگران دريغ مىدارد » ، ( انَّ الْانْسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً * اذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ اذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ) . مفسّران و ارباب لغت براى « هلوع » معانى زيادى گفته‌اند كه بسيارى از آنها نزديك به هم يا لازم و ملزوم يكديگر است ، از جمله در لسان العرب چهار معنى براى آن ذكر كرده : حرص ، جزع و كم صبرى ، يا بدترين نوع جزع و در مجمع البيان نيز آن را به معنى شخص « ضجور » يعنى بى قرار و بى حوصله ، « شحيح » يعنى بخيل و « جزوع » يعنى بى تابى كننده و « شديد الحرص » ذكر كرده است . نويسندهء محترم التحقيق معتقد است كه ريشهء اصلى اين مادّه تمايل به بهره‌گيرى از نعمت‌ها و لذّت‌هاست امّا جزع و حرص و كم صبرى ، همه از آثار همين ريشهء نخستين است . « 1 » از مجموع سخنانى كه گفته شد چنين به نظر مىرسد كه اين واژه به سه نكتهء منفى اخلاقى اشاره مىكند ، حرص ، بى تابى و بخل . در واقع تفسيرى كه بعد از « هلوع » در دو آيهء بالا آمده است مفهوم واقعى اين واژه را روشن مىسازد و هر سه مفهوم را در بر مىگيرد ؛ زيرا « جزوع » از مادهء « جزع » به معنى بى تابى كردن ، و « منوع » از مادّهء « منع » به معنى بخل و حرص است .
هامش
( 1 ) - التحقيق ، مادّهء هلع .