مىرود و اگر بيماريها آن را بر باد ندهد چند روزى كه گذشت گرد و غبار پيرى بر سر و صورتش مىنشيند و آن جوان زيباى راست قامت ديروز به پيرمرد خميدهء ناتوانى كه صورتش پر از چين و چروك پيرى است مبدّل مىشود ! چيزى كه به اين سرعت قابل زوال است چگونه مىتواند سبب غرور و برترىجويى بر ديگران شود ؟
و اگر سبب تكبّر او قوّت و قدرت جسمانى است بايد فراموش نكند كه گاه با يك عارضهء كوچك قلبى يا مغزى تمام يا قسمتى از بدن فلج مىشود و به كلّى از كار مىافتد ، به گونهاى كه نتواند حتّى مگسى را از خود دور كند ؟ اگر خار و يا سوزنى به پاى او رود و نتواند آن را بيرون بياورد پيوسته معذّب است .
امّا آنها كه به سبب ثروت و فزونى اموال و كثرت ياران و انصار گرفتار غرور و تكبّر مىشوند اوّلًا بايد به اين نكته توجّه كنند كه اينها امورى است از بيرون وجود انسان و چيزى كه بيرون وجود انسان است نمىتواند مايهء مباهات او گردد ، چگونه انسان داراى شخصيّت ، به اسب و استر ، اتومبيل و خانهاش افتخار مىكند ؟ و چگونه شرف و شخصيّت خود را در اين امور مىپندارد ؟ امورى كه مىتواند در دست پستترين خلق خدا نيز باشد ، امورى كه بسيارى از آنها را دزدان به آسانى مىربايند . چه بى ارزش است شرفى كه دزد آن را مىربايد و صاحبش را فاقد آن مىكند !
از اين گذشته همه مىدانيم اموال و ثروتهاى دنيوى دائماً دست به دست مىگردد ، ثروتمندان بزرگ روزى فقير مىشوند و كاخنشينان ، خاكنشين مىگردند .
چيزى كه اين قدر ناپايدار و قرار است چگونه ممكن است اين همه مايهء غرور و غفلت گردد .
اگر سبب كبر و غرور او علم و دانش فراوان است كه متأسّفانه از بدترين آفات نفسانى است و به همين نسبت درمانش سختتر و پيچيدهتر است به خصوص اينكه در فضيلت علم آن قدر آيات و روايات وارد شده كه مطالعهء آنها ممكن است انسان را گرفتار كبر و غرور كند ، بايد عالمان بينديشند كه قرآن مجيد در آيهء 5 سورهء جمعه عالمان بى عمل را به خرانى تشبيه كرده كه بارى از كتاب بر پشت دارند و نيز بينديشند كه شخص عالم به
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٤