مىكند كه جالب توجّه است از جمله :
1 - با بعضى از اقران و همرديفان به مناظره مشغول شود و ببيند اگر حق از زبان دوستش ظاهر شد آيا حاضر است به راحتى آن را بپذيرد و حتّى از او تشكّر كند ؟ يا هنوز براى او پذيرش حق از دوست همرديف يا از شاگردش سنگين است ؟ در صورت اوّل كبر ريشه كن شده و در صورت دوم هنوز ريشههاى آن باقى است !
2 - با دوستان و همرديفانش در مجالس شركت كند و آنها را بر خود مقدّم دارد و پشت سر آنها وارد مجلس شود و پايينتر از آنان بنشيند ، اگر براى او سخت و ناگوار نبود تكبّر از وجود او رخت بر بسته و اگر احساس ناراحتى و سنگينى مىكند بداند هنوز ريشههاى آن باقى است !
ولى گاه در اينجا شيطان دامى بر سر راه انسان مىافكند و براى اين كه خود را در انظار مردم ، انسان خوب و متواضع جلوه دهد به او مىگويد در پايينترين نقطهء مجلس بنشين و در ميان افراد عادى قرار بگير و تصوّر مىكند اين نوعى تواضع است در حالى كه هدفش اين است از اين طريق بزرگى شخصيّت خود را نشان دهد و نظرها را به سوى خود جلب كند كه در واقع نوعى تكبّر آميخته با رياكارى است .
3 - اگر شخص فقير و مستمندى از او دعوتى به عمل بياورد دعوتش را با ميل بپذيرد ، يا اگر دوستى نيازى داشت براى انجام حوائج او مثلًا به بازار رود ، اگر اين گونه كارها بر او سنگين نبود كبر ريشه كن شده ، و الّا بايد به درمان ادامه دهد !
4 - براى خريد نيازهاى زندگى شخصاً به بازار برود ، اگر براى او سخت بود هنوز ريشههاى تكبّر باقى است و اگر مايل بود مردم او را در اين حال ببينند و به تواضعش آفرين بگويند باز متكبّر رياكارى است !
به يقين نمىتوان انكار كرد كه اين امور در همهء محيطها و همهء زمانها يكسان نيست ، گاه مىشود كه براى بعضى اشخاص بعضى از اين كارها عيب است و اگر چنين كارى را كنند ضربهء اخلاقى براى مردم حاصل مىشود ، لذا در حديثى مىخوانيم امام صادق عليه السلام مردى از اهل مدينه را ديد كه چيزى براى خانوادهاش خريده و به سوى خانه
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٦