تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
و اگر دست و پاى سالم نداشته باشد يا گرفتار عوارض پيرى كه براى غالب اشخاص پيش مىآيد بشود بايد او را به وسيلهء چرخ به اين طرف و آن طرف ببرند ! در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم : « عَجَباً لِلْمُخْتَالِ الْفَخُورِ وَ انَّمَا خُلِقَ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ يَعُودُ جِيفَةً وَ هُوَ فِيَما بَيْنَ ذَلِكَ لَايَدْرِى مَا يُصْنَعُ بِهِ ؛ از متكبّر فخرفروش در شگفتم ! او در آغاز از نطفهء بى ارزشى آفريده شده و در پايان كار مردار گنديده‌اى خواهد بود و در اين ميان نمىداند به چه سرنوشتى گرفتار مىشود و با او چه مىكنند » . « 1 » اگر سرى به بيمارستانها بزنيم و افراد نيرومند و قوى پيكرى را كه بر اثر يك حادثه يا يك بيمارى به روى تخت بيمارستان افتاده‌اند و قدرت بر حركت ندارند مشاهده كنيم مىدانيم قوّت و قدرت جسمانى چيزى نيست كه انسان به آن فخر كند . اگر به ثروتمندان معروفى كه با دگرگونى مختصر در وضع اقتصادى دنيا گرفتار ورشكستگى عظيم شده و بر خاك سياه نشسته‌اند بنگريم خواهيم ديد ثروت نيز چيزى نيست كه انسان بر آن تكيه كند و به آن فخر نمايد . و اگر به قدرتمندان بزرگى بنگريم كه با دگرگونيهاى وضع سياسى در چند روز به كلّى از قدرت سقوط كردند يا پشت ميله‌هاى زندان قرار گرفتند ، يا اعدام شدند ، خواهيم دانست كه قدرت ظاهرى نيز قابل اعتماد نيست . پس انسان به چه چيزش مىنازد ؟ و به چه چيز افتخار مىكند ؟ و بر ديگران فخرفروشى مىكند ؟ ! در حديثى از امام زين العابدين عليه السلام آمده است كه « ميان سلمان فارسى و مرد خودخواه و متكبّرى خصومت و سخنى واقع شد آن مرد به سلمان گفت تو كيستى ؟ ( و چه كاره‌اى ؟ ! ) سلمان گفت : امّا آغاز من و تو هر دو نطفهء كثيفى بوده و پايان كار من و تو مردار گنديده‌اى است ، هنگامى كه روز قيامت شود و ترازوهاى سنجش برقرار گردد هر كس ترازوى عملش سنگين باشد كريم و با شخصيّت و بزرگوار است و هر كس ترازوى عملش سبك باشد پست و بى مقدار است » ! « 2 »
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 229 . ( 2 ) - بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 231 ، حديث 24 .