دربارهء هر كدام از اينها شرحى دارد كه به طور خلاصه در ذيل از نظر خوانندگان عزيز مىگذرد ، مىگويد :
نخستين اسباب تكبّر « علم » است و چه زود علم سبب غرور گروهى از علما و دانشمندان مىگردد ، همان گونه كه در حديث نبوى آمده است : « آفت بزرگ علم ، تكبّر است ؛ آفَةُ الْعِلْمِ الْخُيَلَاءُ » .
بعضى از افراد آنچنان كم ظرفيّتند كه وقتى چند بابى از علم را مىخوانند خود را بزرگ و ديگران را كوچك مىشمرند ، بلكه با نظر تحقير به ديگران مىنگرند و از همه انتظار احترام و خدمت و تواضع و كرنش دارند .
در حالى كه عالمان واقعى هر قدر بر علمشان افزوده مىشود ، خود را نادانتر مىبينند ، چرا كه خود را در برابر اقيانوس عظيمى مشاهده مىكنند كه تنها قطراتى از آن را در اختيار دارند .
آنها به خاطر همان مقدار علمى كه به دست آوردهاند مسؤوليّت خود را سنگينتر مىبينند و خوف آنها بيشتر مىشود كه گفتهاند : « مَنِ ازْدَادَ عِلْماً ازْدَادَ خَوْفاً ؛ هر كس بر علمش افزوده شود ، بر خوف او افزوده مىشود » .
سبب دوّم ، اعمال نيك و عبادت است كه موجب كبر و غرور بسيارى از نيكوكاران و عبادت كنندگان مىشود ، چرا كه از اين رهگذر ، خود را برتر از ديگران مىپندارند و انتظار دارند مردم به ديدار آنها بشتابند و مشكلات آنها را حل كنند ، در مجالس احترام خاصّى براى آنها قائل شوند و از نيكوكارى و زهد و ورع و تقواى آنها سخن بگويند ، گويى عبادت خود را منّتى بر ديگران مىپندارند ، اين در جهات دنيوى .
و در جهات دينى خود را اهل نجات و ساير مردم را اهل هلاك مىشمرند و اين امور سبب مىشود كه امتياز فوقالعادهاى براى خود قائل گردند و به فخرفروشى بر ديگران به طور آشكار و پنهان و يا نيمه آشكار بپردازند و در حالى كه خود بر لب پرتگاه خطرناكى قرار گرفتهاند مردم را چنين فكر مىكنند و خود را از عذاب خدا در امان بپندارند !
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨