يكسانند در حالى كه تفاوتهاى ظريفى با هم دارند هر چند ريشهء همهء آنها به « تكبّر » باز مىگردد ، ولى از زاويههاى مختلف به آن نگاه مىشود .
« خود برتربينى » ، « خود محورى » ، « خودخواهى » ، « برترى جويى » و « فخر فروشى » ، همه از مفاهيمى هستند كه ريشهء آنها « تكبّر » است ، هر چند از زواياى مختلف ديده مىشود .
كسى كه صرفاً خود را بالاتر از ديگران مىبيند ، « خود برتربين » است .
كسى كه به خاطر اين خود برتربينى سعى دارد در همه جا و در همهء كارهاى اجتماعى همه چيز را قبضه كند ، « خود محور » است .
كسى كه سعى دارد در مسائل اجتماعى مخصوصاً به هنگام بروز مشكلات تنها به منافع خود بينديشد و براى منافع ديگران ارزشى قائل نباشد ، « خودخواه » است .
كسى كه سعى مىكند سلطهء خود را بر ديگران مستحكم كند و آنها را زير سيطرهء خود قرار بدهد ، گرفتار « برترى جويى » است .
بالأخره كسى كه سعى دارد مال و ثروت يا قدرت و مقام خود را به رخ ديگران بكشد « فخرفروش » است .
بنابراين همهء اين صفات ريشهء مشتركى دارد و آن تكبّر است هر چند در چهرههاى مختلف ظاهر مىگردد .
3 - تكبّر در برابر چه كسى ؟
علماى اخلاق تكبّر را به سه بخش تقسيم كردهاند :
تكبّر در برابر خدا !
تكبّر در برابر پيامبران .
تكبّر در مقابل خلق خدا .
منظور از تكبّر در برابر خداوند كه بدترين نوع تكبّر است و از نهايت جهل و نادانى سرچشمه مىگيرد ، اين است كه انسان ضعيف ادّعاى الوهيّت كند ، نه تنها خود را بندهء خدا نداند بلكه سعى كند مردم را به بندگى خود دعوت نمايد ، يا همچون فرعون « . . . انَا