تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
است كه انوشيروان نسبت به « بوذرجمهر » خشمگين شد . دستور داد او را در اتاق تاريكى زندانى كنند . چندين روز گذشت ، انوشيروان كسى را فرستاده تا از وضع حال او جويا شود . فرستادهء انوشيروان ، در حالى كه او خوشحال و مطمئن بود ، از او پرسيد : چگونه در اين حالت كه سخت در مضيقه‌اى ، فارغ البال مىباشى ؟ بوذرجمهر گفت : من ( همه روزه ) از معجونى كه از شش ماده تركيب شده است ، استفاده مىكنم و اين معجون همان گونه كه مىبينيد ، مرا بر سر حال آورده است . فرستاده پرسيد : ممكن است اين معجون را به ما معرفى كنى تا در مشكلات به آن پناه بريم ؟ بوذرجمهر در جواب گفت : مادهء اوّل آن « الثِّقَةُ بِاللّهِ ؛ توكّل بر خداست » . مادهء دوّم ؛ آنچه مقدر است ، خواه و ناخواه رخ مىدهد و بى تابى در برابر آن ، مشكلى را حل نخواهد كرد . مادهء سوّم ؛ صبر و شكيبايى بهترين چيزى است كه در آزمون‌هاى الهى به كمك انسان مىشتابد . مادهء چهارم ؛ اگر صبر نكنم ، چه كنم ؟ بنابراين با جزع خود را هلاك ننمايم . مادهء پنجم ؛ از مشكلى كه من دارم ، مصائب مشكل‌ترى نيز وجود دارد ؛ پس خدا را شكر كه در آن‌ها گرفتار نشدم ! مادهء ششم ؛ از ستون به ستون فرج است . اين سخن به انوشيروان رسيد ، او را آزاد و گرامى داشت . « 1 »

درمان جزع و ناشكيبايى

اين بيمارى درونى ، مانند بسيارى از بيمارىهاى ديگر ، راه‌هاى درمان دارد كه ما در ذيل به آنها اشاره مىكنيم :
هامش
( 1 ) سفينة البحار ، واژهء صبر .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 475 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي