3 - توجه به اين نكته كه دنيا ، دار حوادث و مشكلات است و رسيدن به هيچ موهبتى از مواهب مادى و معنوى ، بدون عبور از موانع گوناگون امكانپذير نيست و نيز توجه به اين حقيقت كه افراد كم صبر و بى حوصله و كم طاقت ، هرگز به جايى نخواهند رسيد ، عزم و ارادهء انسان را بر صبر و شكيبايى در مقابل مشكلات محكمتر مىسازد .
همان گونه كه در سابق اشاره شد ، براى چيدن يك شاخه گل بايد رنج خار را كشيد و براى نوشيدن يك جرعه عسل ، بايد در برابر نيش زنبور صبر كرد ، گنجها در ويرانههاست و بهشت در لابهلاى ناملايمات قرار گرفته است .
به يقين هر كس در اين امور دقت كند ، آمادگى بيشترى براى صبر و شكيبايى پيدا مىكند . از همين رو در حديث ديگرى از امير مؤمنان على عليه السلام آمده است : « لِكُلِّ نِعْمَة مِفْتاحٌ وَ مِغْلاقٌ وَ مِفتاحُهَا الصَّبْرُ وَ مِغلاقُها الْكَسَلْ ؛ براى هر نعمتى كليد و قفل و بندى است ؛ كليد آن صبر و قفل و بند آن ، تنبلى و كسالت است » . « 1 »
4 - يكى ديگر از انگيزههاى صبر و عوامل پرورش آن ، هم شكل ساختن صابران است ، اين امر نه تنها در اينجا بلكه در تمام فضايل اخلاقى صدق مىكند كه هر گاه انسان ، در ظاهر خود را به صفتى بيارايد ، هر چند در باطن چنين نباشد ، به تدريج در باطنش نيز نفوذ كرده و به آن متخلّق مىگردد .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است : « مَنْ يَتَصَبَّرْ يُصَبِّرُهُ اللّهُ وَ مَنْ يَسْتَعْفِف يَعُفَّه اللّهُ ، وَ مَن يَسْتَغْنِ يُغْنِهُ اللّهُ وَ مَا اعْطِى عَبْدٌ عَطاءً هُوَ خَيرٌ وَ اوسَعُ مِنَ الصَّبْرِ ؛ كسى كه خود را به چهرهء صابران در آورد ( و جزع و فزع را ترك گويد ) ، خداوند روح صبر را به او مىبخشد و كسى كه به چهرهء عفيفان در آيد ، خداوند او را به زينت عفّت مىآرايد و كسى كه در چهرهء بىنيازان در آيد ، خداوند او را بى نياز مىسازد و به هيچ بندهاى موهبتى بهتر و گستردهتر از صبر عطا نشده است » . « 2 »
5 - صبر رابطهء نزديكى با ظرفيت وجودى انسان دارد . هر اندازه ظرفيت و شخصيت انسان بيشتر شود ، صبر و شكيبايى او افزون مىگردد ، به همين دليل كودكان و بزرگسالان كودك صفت ، در برابر كمترين حادثهاى ، بىتابى مىكنند ؛ در حالى كه افراد با ظرفيت
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 20 ، صفحهء 322 .
( 2 ) - ميزان الحكمه ، جلد 2 ، حديث 10128 .