مقام خود را برتر از آنها ببيند و احساس خوشحالى و آرامش كند .
از همين رو گفتهاند تكبّر ( خود برتربينى ) با عجب ( خود بزرگ بينى ) تفاوت دارد ، در عجب هيچ گونه مقايسهاى با ديگرى نمىشود ، بلكه انسان به خاطر علم يا ثروت يا قدرت و يا حتّى عبادت ، خود را بزرگ مىبيند ، هر چند فرضاً كسى جز او در جهان نباشد ، ولى در تكبّر حتماً خود را با ديگرى مقايسه مىكند و برتر از او مىبيند .
واژهء « كبر و تكبّر » گاه به آن حالت نفسانى كه در بالا اشاره شد گفته مىشود و گاه به عمل يا حركتى كه ناشى از آن است ، مثلًا چنان مىنشيند يا راه مىرود و سخن مىگويد كه نشان مىدهد خود را برتر از همهء اطرافيانش مىبيند ، اين اعمال و حركات را نيز تكبّر مىنامند كه ريشهء اصليش همان حالت باطنى و درونى است .
نشانههاى تكبّر ، بسيار زياد است ، از جمله اينكه افراد متكبّر انتظارات زيادى از مردم دارند ، انتظار دارند ديگران به آنها سلام كنند ، كسى پيش از آنها وارد مجلس نشود ، هميشه در صدر مجلس جاى گيرند ، مردم در برابر آنها كوچكى كنند ، كسى از آنان انتقاد نكند و حتّى پند و اندرز نگويد ، همه براى آنها امتيازى قائل شوند و حريمى نگه دارند ، مردم در برابر آنها دست به سينه باشند و هميشه از عظمت آنان سخن بگويند .
بديهى است ظهور و بروز اين حالات تابع درجهء شدّت و ضعف تكبّر است ، در بعضى همهء اين نشانهها ظاهر مىشود و در بعضى قسمتى از اينها !
اين حالات و حركات ريشههاى درونى دارد ، گاه بسيار ضعيف و پنهان است به طورى كه ممكن است افراد در برخوردهاى نخستين هرگز متوجّه آن نشوند و حتّى اين صفت مذموم را با نقطههاى مثبت و قوّت ( مانند اعتماد به نفس و بزرگى شخصيّت ) اشتباه كنند و گاه به قدرى آشكار است كه هر كس از دور متوجّه آن مىشود .
* * *
2 - شاخههاى تكبّر
در اينجا مفاهيم متعدّدى وجود دارد كه گاه تصوّر مىشود همه با هم مترادف و