تنظيم شده نيز ناظر به مسئلهء مبارزه با استكبار است ، هرچند در عمل گاه نتيجهء معكوس داده است و به صورت ابزارى در دست مستكبران براى كوبيدن ديگران در آمده است .
اصولًا چگونه انسان مىتواند رداى تكبّر را بر دوش بيفكند ، در حالى كه به گفتهء امير مؤمنان على عليه السلام در آغاز نطفهء ( بى ارزشى ) بود و سرانجام مردار ( متعفّنى ) مىشود و درون وجود او مملوّ از آلودگىهاست ! « 1 »
انسانى كه آنقدر ضعيف و ناتوان است كه يك پشهء ناچيز او را آزار مىدهد و حتّى كوچكتر از پشه يعنى ميكروبى كه با چشم هرگز ديده نمىشود ، او را بيمار مىسازد و در بستر بيمارى مىافكند ، انسانى كه از مختصر گرمى هوا بىطاقت مىشود و از مختصر سرما رنج مىبرد ، اگر باران نيايد بيچاره است ، اگر كمى بيش از حد ببارد باز هم بيچاره است ، كمى فشار خون او بالا مىرود حيات او به خطر مىافتد و كمى پايين مىآيد باز جانش در خطر است ! از سرنوشت خويش در يك ساعت آينده با خبر نيست و لحظهء پايان عمر خود را هرگز نمىداند ، نزديكترين دوستانش گاه قاتل او مىشوند و عزيزترين عزيزانش ، دشمن جان او مىگردند ، آبى كه مايهء حيات اوست گاه موجب مرگ او مىشود و نسيمى كه به او حيات و نشاط مىبخشد اگر كمى سريعتر بوزد مبدّل به تندبادى مىشود كه خانه و كاشانهاش را بر سرش ويران مىكند .
از امورى كه نشانهء ناتوانى فوقالعادهء انسان است بيماريهايى است كه دامن او را مىگيرد و غالباً از ميكروبها و ويروسها كه موجودات بسيار كوچكى هستند كه از خردى به چشم ديده نمىشوند ناشى مىگردد و انسانهاى نيرومند و قوىپيكر و قهرمان را به زانو در مىآورد !
بيمارى وحشتناك سرطان كه در عصر و زمان ما بيشترين كشتار را مىكند و تلاش و كوشش شبانهروزى هزاران دانشمند و صرف ميلياردها پول براى درمان آن به جايى نرسيده است از كجا سرچشمه مىگيرد ؟ از اينكه يك سلّول كوچك بدن كه تنها با ذرّهبين قابل رؤيت است به طغيان و استكبار برمىخيزد و بدون هيچگونه نظم و
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 234 .