چند نكتهء مهم
1 - مفهوم عجله و شتابزدگى
عجله و شتابزدگى به عنوان يك خوى زشت و ناپسند كه در اعمال انسان به صورتهاى گوناگون آشكار مىشود ، به اين معنى است كه انسان ، پيش از فراهم شدن مقدمات انجام كار ، اقدام به انجام آن كند ، كارى كه نتيجهء آن چيزى جز شكست يا انجام ناقص نخواهد بود .
اين بدان مىماند كه انسان ميوه را پيش از رسيدن و قابل استفاده شدن از درخت بچيند ؛ كارى كه نتيجهاش ضايع شدن ميوه يا كم شدن فايدهء آن است . يا اين كه قبل از آمادگى زمين ، بذرافشانى كند كه نتيجهاش نابودى بذر يا كاهش محصول خواهد بود .
امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايند : « وَ مُجْتَنِى الثَّمَرةِ لِغَيرِ وَقتِ ايناعِهَا كَالزّارعِ لِغَيرِ ارْضِهِ ؛ كسى كه ميوه را پيش از رسيدن بچيند ، همچون كسى است كه بذر خود را در زمين نامناسبى ( مانند شوره زار ) بپاشد . ( كه نيرو و سرمايهء خود را تلف كرده و نتيجهاش عايدش نمىشود » . « 1 »
« عجول » به افرادى گفته مىشود كه در گفتار و رفتار و سؤال و درخواست خود ، دستپاچهاند و صبر و حوصلهء لازم را براى رسيدن به مقصد ، از راه صحيح آن ندارند ؛ به همين دليل ، اغلب گرفتار مشكلات و ناكامىها مىشوند .
نقطهء مقابل « عجله و شتابزدگى » ، تأنّى ، اناة ، خويشتندارى ، تحمل ، حوصله ، طمأنينه و وقار است .
« عجله » را نبايد با « سرعت » كه بار مثبت دارد ، اشتباه كرد . سرعت آن است كه انسان بعد از فراهم شدن مقدّمات ، اتلاف وقت نكند و فرصت را از دست ندهد و به سوى مقصد بشتابد ؛ كارى كه مسلماً سبب پيروزى و نجات و موفقيت است . در موارد بسيارى ، ميان مصاديق و موارد عجله و سرعت اشتباه شده است و يا گروهى براى توجيه اعمال نادرست خود ، تنبلى و بى حالى و از دست دادن فرصتها را تحت عنوان ترك
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 5 .