فهرى » نازل شده است . نقل شده است كه در غدير خم ، جانشينى على عليه السلام را از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله با جملهء تاريخى « مَنْ كُنتُ مَولَاهُ فَهَذَا عَلىٌّ مَولاهُ » شنيد ؛ بر آشفت و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و شديداً اعتراض كرد و هنگامى كه فهميد اين امر طبق يك دستور الهى انجام شده است ، ناراحتىاش بيشتر شد و گفت : خداوندا ! اگر اين حق است و از سوى توست ، سنگى از آسمان بر ما بباران . چيزى نگذشت كه قطعه سنگ آسمانى بر سرش فرود آمد و او را كشت و آيهء فوق نازل شد . « 1 »
آيا بهتر نبود كه اين قبيل اشخاص به جاى لجاجت و عناد در برابر حق ، از خداوند تقاضاى هدايت و برچيدن تعصّب و لجاجت درونى خويش مىكردند و طبق آيهء مورد بحث مغفرت خداوند را بر عذابش مقدم مىكردند ؛ « سَبَقَتْ رَحْمَتَهُ غَضَبَهُ » كه خداوند متعال تا امكان هدايت وجود داشت ، آنها را عذاب نمىكرد ؛ ولى افسوس ! كه هميشه انسانهاى خيرهسر ، عجله بر عذاب الهى دارند ، نه مغفرت !
* * * هشتمين آيه از آيات مورد بحث ، ضمن نگرش از زاويهء ديگر به مسئلهء عجول بودن انسان ، مىفرمايد : « اگر خداوند در مجازات مردم ( بدكار ) عجله مىكرد ، آن گونه كه آنها در به دست آوردن خير و نيكى عجله دارند ؛ مرگ همهء آنها فرا مىرسيد ( و اثرى از آنان باقى نمىماند ) ؛ وَ لَو يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُم بِالخَيرِ لَقُضِىَ الَيهِم اجَلُهُم . . . » « 2 » ، ولى از آنجا كه خداوند غفور و رحيم و آمرزنده و مهربان است ، هرگز در مجازات بدكاران شتاب نمىكند ، شايد بيدار شوند و به راه هدايت بازگردند .
قرآن در پايان همين آيه مىافزايد : « ما آنها را كه ايمان به رستاخيز ندارند ، به حال خود رها مىكنيم تا در طغيانشان ، حيران و سرگردان شوند ( آن گاه آنها را مجازات مىنماييم ) ؛ . . . فَنَذرُوا الَّذينَ لايَرجُونَ لِقائَنا في طُغيانِهِم يَعمَهُون » . « 3 »
بنابراين خدا همانند شما عمل نمىكند ، شما در به دست آوردن نيكىها عجول
هامش
( 1 ) - مجمع البيان ، جلد 10 ، صفحهء 352
( 2 ) - يونس ، 11 .
( 3 ) - همان .