در پنجمين آيه دربارهء همهء انسانها يا به تعبير ديگر ، طبيعت انسان مىفرمايد : انسان از عجله آفريده شده است ( گويى آن قدر عجول است كه ذات او عين عجله شده است ) ، ولى هرگز در برابر من عجله نكيند . من آيات خود را به زودى به شما ارائه مىدهم ؛ « خُلِقَ الانسانُ مِن عَجَلٍ سَأُورِيكُمْ آياتي فَلاتَستَعجِلُونَ » . « 1 »
اشاره به اين كه هرچند از روز نخست در طبيعت انسان « عجله و شتاب » قرار داده شده است ولى آن را در جايى بايد به كار برد كه مقدّمات آن فراهم باشد ؛ نه پيش از فراهم شدن اسباب و مقدمات .
تعبير « بآياتى » ممكن است اشاره به معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله يا آيات قرآن و يا نشانههاى عذاب الهى يا پيروزى مسلمين بر كفار يا فراسيدن قيامت و يا همهء اينها داشته باشد كه هر كدام از اين چهار تفسير باشد ، در بحث ما تفاوتى نمىكند ؛ زيرا هم نزول آيات قرآن و هم ظهور معجزات و هم فرارسيدن قيامت و هم نزول عذاب الهى ، هر كدام بايد در ظرف خاصّى انجام گيرد كه موافق حكمت پروردگار باشد و عجله و شتاب قبل از آن كار صحيحى نيست ؛ زيرا خداوند حكيم كارى بر خلاف حكمت انجام نمىدهد ؛ بنابراين در برابر آن نبايد عجله كرد .
اين كه قرآن مجيد در آيهء فوق مىگويد : « انسان در عجله و شتاب آفريده شده است » .
اشاره به انسانهايى است كه تحت تربيتهاى الهى قرار نگرفتهاند و به تعبير ديگر ، طبع انسان نخستين است و فلسفهء آن حركت سريع به سوى خواستهها و نيازهاست ، شبيه چيزى كه در آيه 19 سوره معارج آمده است « انّ الانسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ؛ به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است » .
لذا در بعضى از آياتى كه اشاره به عجول بودن انسان شده ، قبل از آن ، سخن از هدايت انسان به ميان آمده است ؛ مانند آيهء 11 سورهء اسراء كه به زودى به آن اشاره خواهيم كرد .
اين ويژگى انسان ( عجول بودن ) مانند هواى نفس و تمايلات درونى ، نيروى
هامش
( 1 ) - انبياء ، 37 .