اگر حضرت موسى عليه السلام در قضاوت خويش عجله نمىكرد ، به يقين بيشتر از علم و دانش حضرت خضر عليه السلام بهرهمند مىشد ؛ ولى « عجله و شتاب » او سبب شد كه بيش از سه خوشه از آن خرمن دانش برنگيرد .
* * * در دوّمين بخش از آيات مورد بحث ، سخن از آزمون بزرگ ديگرى نسبت به يكى از پيامبران بزرگ الهى است كه او هم به خاطر شتابزدگى و عجله در قضاوت از سوى خداوند مورد مؤاخذه قرار گرفت .
داستان اين بود كه روزى دو نفر نزد حضرت داود عليه السلام حضور يافتند كه يكى از آنها از ديگرى شكايت داشت . شاكى مىگفت : اين برادر من نود و نه ميش دارد و من يكى بيش ندارم ؛ ولى او اصرار دارد كه اين يكى را هم از من بگيرد و در سخن نيز بر من غلبه كرده است ؛ « انّ هَذَا اخى لَهُ تِسعٌ وَ تِسعُونَ نَعجَةً وَلِىَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ اكْفِلْنِيْها وَ عَزَّنى في الخِطابِ » . « 1 »
حضرت داود عليه السلام پيش از آن كه تحقيق بيشترى كند ، به داورى مقدماتى نشست و گفت : « به يقين او با درخواست يك ميش تو براى افزودن به ميشهايش به تو ستم كرده است ؛ . . . لقَد ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ الى نِعاجِهِ . . . » . « 2 »
اينجا بود كه حضرت داود عليه السلام به ترك اولى خود پى برد « و دانست كه ما او را با اين ماجرا امتحان كرديم ؛ در مقام استغفار برآمد و به سجده افتاد و توبه كرد ؛ . . . وَ ظَنَّ داوُودُ انَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعاً وَ انابَ » . « 3 »
اين ماجرا با تمام شاخ و برگهايش كه اينجا جاى بحث آن نيست ( و در تفسير نمونه مشروحاً آوردهايم ) باز اين حقيقت را بيان مىكند كه « عجله و شتاب » در كارها مخصوصاً « عجله در قضاوت » و داورى مايهء سرافكندگى و ايجاد مشكلات در زندگى فردى و اجتماعى است .
هامش
( 1 ) - ص ، 23 .
( 2 ) - ص 24 .
( 3 ) - همان .