تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
در سوّمين بخش از آيات ، سخن از پيامبر بزرگ ديگرى است كه لحظه‌اى در مسؤوليت عظيم خود سهل انگارى كرد و گرفتار ترك اولى گرديد و خداوند او را به خاطر اين كار تحت فشار قرار داد . داستان اين است كه حضرت يونس عليه السلام مدت‌ها همانند پدرى مهربان و دلسوز به تبليغ و هدايت قوم خويش پرداخت ؛ ولى در برابر منطق حكيمانه‌اش چيزى جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نشنيد . تنها گروه اندكى كه شايد از دو نفر تجاوز نمىكرد ( يك عابد و يك عالم ) به او ايمان آوردند . سرانجام از آنها تقريباً مأيوس شد و به پيشنهاد مرد عابد ، آنها را نفرين كرد ؛ نفرين او مستجاب شد و به او وحى آمد كه در فلان روز عذاب الهى فرا مىرسد ، هنگامى كه زمان عذاب نزديك شد ، حضرت يونس عليه السلام بدون آن كه بار ديگر اتمام حجّت كند تا شايد قومش در اين واپسين لحظات به خود آيند و راه توبه را پيش گيرند ؛ همراه مرد عابد از ميان آنها بيرون رفت ؛ ولى مرد عالم در ميان آنها ماند و به ادامهء تبليغ پرداخت . اين تبليغات همراه با احساس نزديك شدن لحظات عذاب ، تحولى بنيادين در روح آن جمعيت ايجاد كرد ، همراه آن عالم به درگاه خدا روى آوردند و به توبه نشستند و راه ايمان و توحيد پيش گرفتند و خداوند آنها را نيز بخشيد ؛ ولى حضرت يونس عليه السلام را به خاطر عجله و ترك اولى مورد سرزنش و تحت فشار قرار داد . قرآن در اين زمينه خطاب به پيامبر اسلام مىگويد : « ( در تقاضاى عذاب براى امتت ، عجله مكن ) و مانند صاحب ماهى ( يونس ) نباش ( كه در تقاضاى مجازات قومش عجله كرد و خود گرفتار كيفر ترك اولى شد ) ، در آن زمان كه خدا را خواند ، در حالى كه مملوّ از اندوه بود و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود ( از شكم ماهى ) بيرون افكنده مىشد ، در حالى كه مورد نكوهش قرار داشت ؛ فَاصْبِرْ لِحُكمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الحُوتِ اذ نادى وَ هُوَ مَكظومٌ * لَولا ان تَدارَكَهُ نِعمَةٌ مِن رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذمُومٌ » . « 1 » ولى خداوند توبه او را در برابر اين ترك اولى پذيرفت و هنگامى كه از شكم ماهى
هامش
( 1 ) - قلم ، 48 و 49 .