بيرون آمد ، از هر گناه و ترك اولى پاك بود . به همين دليل در آيهء بعد از آن مىخوانيم :
« پروردگارش او را برگزيد و از صالحان قرار داد ؛ فَاجتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِن الصَّالِحينَ » . « 1 »
گرچه حضرت يونس عليه السلام به قدر كافى و به اندازهء لازم اتمام حجت نمودند « 2 » ولى خداوند از پيامبرش ، بيش از اين صبر و حوصله و بردبارى مىطلبد ؛ از اين رو همين مقدار « عجله و شتاب » را بر او نبخشيد .
* * * چهارمين آيه ، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را از « عجله و شتاب » باز مىدارد و مىفرمايد : « بزرگ و بلند مرتبه است خداوندى كه سلطان بر حق است و در مورد قرآن عجله مكن ، پيش از آن كه وحى آن بر تو تمام شود ، و بگو پروردگارا ! علم مرا افزون كن ؛ فَتَعالَى اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ وَ لاتَعجَلْ بِالقُرآنِ مِن قَبلِ ان يُقضَى الَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِى عِلْماً » . « 3 »
از بعضى آيات ديگر قرآن استفاده مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام نزول وحى ، شور مخصوصى داشت كه سبب مىشد براى دريافت وحى عجله كند كه خداوند او را از اين كار بازداشت ؛ لاتُحرِّك بِهِ لِسانَكَ لِتَعجَلَ بِهِ * انَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرآنَهُ * فَاذا قَرَأناهُ فَاتَّبِعْ قُرآنَهُ » . « 4 »
گرچه در تفسير اين آيه ، مفسران بزرگ احتمالات متعدّدى دادهاند ، ولى همهء آنها ناظر به اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله نبايد در كار خود عجله كند ، هر چند كار الهى و مسئله هدايت انسانها باشد .
گرچه عجلهء پيامبر صلى الله عليه و آله در دريافت وحى يا تلاوت بر اصحاب يا تقاضاى نزول وحى ، همه به خاطر عشق و شوق او به هدايت انسانها بود ، ولى حتّى در اين كار نيز بايد با صبر و حوصله گام برداشت .
* * *
هامش
( 1 ) - يونس ، 48 تا 50 .
( 2 ) - در بعضى از روايات آمده است كه حضرت يونس عليه السلام سى و سه سال به طور مرتّب آنها را به سوى خدا دعوت مىكرد ولى آنان ايمان نياوردند . ( به نقل از : نور الثقلين ، جلد 5 ، صفحهء 398 ) .
( 3 ) - طه ، 114 .
( 4 ) - قيامت ، 16 تا 18 .