او نشسته بود زد و فرمودند : « هَذَا وَ قَومُهُ وَالَّذى نَفْسي بِيَدِهِ لَوكَانَ الايمانُ مَنُوطاً بِالثُرَيّا لَتَناوَلَهُ رِجالٌ مِنْ فَارْسٍ « 1 » ؛ منظور خداوند ، اين مرد و قوم اوست ؛ به خدايى كه جانم در دست اوست ، سوگند ! اگر ايمان به ثريّا ( در دورترين نقطهء آسمان ) بسته باشد ، گروهى از مردان فارس آن را به چنگ مىآورند » .
* * * در هشتمين آيه ، بعد از دستور به « انفاق » و تأكيد بر اين كه « انفاق » خير و خوبى براى شما به ارمغان مىآورد ، مىفرمايد : « آنها كه از « بخل » و حرص خويش مصون بمانند ، رستگارند ؛ . . . وَ مَنْ يُوقَ شُحَ نَفْسِهِ فَاولئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » « 2 » .
به گفتهء راغب اصفهانى در كتاب « مفردات » ، « شح » - بر وزن مخ - به معنى بخلى است كه با حرص آميخته باشد و به صورت عادت در آيد .
« فلاح » نيز به معنى شكافتن و بريدن است كه در هر نوع خوشبختى ، رستگارى ، پيروزى و رسيدن به مقصد به كار رفته است كه آن را به فلاح مادى و فلاح معنوى تقسيم كردهاند .
قبل از آيهء فوق ، قرآن كريم هشدارى در مورد فتنه بودن اموال و اولاد مىدهد كه گويا با اين بيان ، موانع انفاق را معرّفى مىكند ؛ زيرا ، گاهى وسوسههاى فرزندان كه مبادا بخششهاى پدر و مادرشان خللى در ارث آنها وارد كند و گاهى نيز وسوسههاى درونى خود انسان نسبت به آيندهء فرزندانش كه مبادا بعد از او ، گرفتار فقر شوند ، مانع انفاقشان مىشود كه به يقين تمام اين وسوسهها از موانع « فلاح » و رستگارى است و سبب حرص و « بخل » مىشود .
در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه ايشان از سر شب تا به صبح ، طواف خانهء خدا مىكرد و پيوسته مىفرمودند : « اللّهُمَّ قِنى شُحَّ نَفْسي ؛ خداوندا ! مرا از « بخل » و
هامش
( 1 ) - اين حديث را « قرطبى » در تفسير « جامع الاحكام » و « برسويى » در « روح البيان » و « فخر رازى » در « تفسير كبير » و « مراغى » در تفسير خود ، و « طبرسى » در « مجمع البيان » و « ابو الفتوح رازى » در تفسيرش و « سيوطى » در « درّ المنثور » و گروه ديگرى در تفاسير خود در ذيل همين آيه آوردهاند .
( 2 ) - تغابن ، 16 ، حشر ، 9 .