تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
واژهء « انسان » اشاره به انسان‌هاى تربيت نايافته‌اى است كه در مسير « بخل » و امساك و « تقتير » قرار مىگيرند و الّا انسانى كه تحت تعليم و تربيت « اولياء اللّه » قرار گرفته و يا حتى انسانى كه فطرت خداداد خود را حفظ نموده است ، بخيل و ممسك و قتور نخواهد بود . از تعبير آيه فوق استفاده مىشود كه « بخل » هميشه به خاطر نيازهاى شخصى يا گروهى نيست ؛ بلكه اين رذيله اخلاقى ، گاهى به صورتى در مىآيد كه اگر انسان تمام خزاين خداوندى را در اختيار داشته باشد ، باز هم « بخل » مىورزد ، هر چند نيازش با مقدار كمى از آن بر طرف مىشود . تعبير به « كانَ الانسانُ قَتُورا ؛ انسان موجود بخيلى است » در آيهء فوق به صورت مطلق ، نظاير ديگرى نيز در قرآن مجيد دارد ؛ مانند : « انَّ الانسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُود « 1 » » ؛ . . . « انَّ الانسانَ لَكَفُورٌ « 2 » » ؛ « انَّ الانسانَ لَكَفُورُ مُبين « 3 » » ؛ « انَّ الْانسَانَ لَظَلوُمٌ كَفَّارٌ » « 4 » و امثال اين تعبيرات ، همه اشاره به انسان‌هايى دارد كه فطرت پاك اوليهء خويش را از دست داده و از تربيت انبيا و اوليا و مربيان اخلاقى دور مانده‌اند و گرنه هيچ انسانى در ذات خود ، ناپاك ، آلوده ، بخيل ، ظالم و كفران كننده آفريده نشده است . نظام آفرينش بر پاكى و سعادت انسان‌ها بنا نهاده شده است ، نه بر زشتى و آلودگى آنها . « 5 » * * *

نتيجه

آيات فوق به خوبى ديدگاه و بينش اسلام را نسبت به چهرهء « بخل » نشان مىدهد ؛ نمونه‌هايى از كارهاى بخيلان و سرنوشت شوم آنها و آثار و پيامدهاى « بخل » را در زندگى مادى و معنوى مشخص مىكند و از « بخل » به عنوان يك رذيله مهم اخلاقى نام مىبرد . رذيله‌اى كه با « فلاح » و رستگارى و سعادت انسان‌ها هرگز سازگار نيست .
هامش
( 1 ) - عاديات ، 6 . ( 2 ) - حج ، 66 . ( 3 ) - زخرف ، 15 . ( 4 ) - ابراهيم ، 34 . ( 5 ) - در تفسير نمونه ذيل آيات شرح بيشترى داده شده است .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 385 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي