عيبپوشى است كه جز در موارد امر به معروف و نهى از منكر ، آن هم به صورت محرمانه و لطيف ، بسيار پسنديده است .
اگر در مواردى پردهدرى شود و آبرو و حيثيت اشخاص بر باد رود ، افراد تشويق به گناه مىشوند و طبق منطق « من كه رسواى جهانم ، غم دنيا سهل است » رسوايى را مجوّزى براى گناه مىشمرد و به بيان ديگر ، اگر پردهء حياى گنهكاران دريده شود ، دست به هر كارى مىزنند ؛ پس در اينجا جز با « تغافل » نمىتوان جلوى اين پديدهء شوم اجتماعى را گرفت .
در يك بيان كلى مىتوان گفت : يكى از اصول مهم زندگى آرام و خالى از دغدغه ، همين مسئلهء « تغافل » است ، به ويژه مديران بايد از اين مسئله در حل بسيارى از مشكلاتشان بهره بگيرند ؛ يعنى ، هر جا كه احتياج به اخطار و هشدار است بايد اخطار و هشدار دهند و هر جا كه با « تغافل » مشكلات حل مىشود ، از اين طريق وارد شوند . به يقين اگر مديران اصل « تغافل » را از زندگى خود حذف كنند ، گرفتار دردسرهاى بى دليل خواهند شد .
به همين دليل ، پيشوايان بزرگ اسلام در گفتار و عمل ، نسبت به اين مسئله تأكيد كردهاند . « تغافل » پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بعضى از موارد باعث خردهگيرى بعضى از افراد ناآگاه مىشد ؛ مثلًا ، اعتراض مىكردند به اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله خيلى سريع تحت تأثير سخنان اين و آن قرار مىگيرند و اگر گفته شود كه فلان كس پشت سر شما چنين و چنان مىگويد ، مىپذيرد و به سراغ آن شخص مىفرستد ، اما هنگامى كه او قسم ياد مىكند كه چنين چيزى را نگفتهام ، سخن او را نيز مىپذيرد .
قرآن مجيد نيز در آيهء 61 سورهء توبه به اين مطلب اشاره مىكند : « وَ مِنْهُمُ الَّذين يُؤْذُونَ النَّبِىَ وَ يَقُولُونَ هُوَ اذُنٌ قُلْ اذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ يُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ وَ رَحْمَة لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُم . . . ؛ از آنها كسانى هستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را آزار مىدهند و مىگويند : او آدم خوش باورى است ، بگو : خوش باورى او به نفع شماست ، او ايمان به خدا دارد و مؤمنان را تصديق مىكند و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آوردهاند » .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٦٤