كَثِيرٍ مِنَ الْاموُرِ تَنَغَّصَتْ عِيْشَتُهُ ؛ كسى كه « تغافل » و چشمپوشى از بسيارى امور نكند ، زندگى براى او ناگوار خواهد شد » . « 1 »
بديهى است ، زندگى انسانها خالى از امورى كه بر خلاف توقّع باشد ، نيست . اگر انسان جزئيات زندگى ديگران را با كنجكاوى و دقّت پيدا كند و آنها را مورد بازخواست قرار دهد ، زندگى برايش تلخ و دوستان از اطراف او پراكنده مىشوند .
اين بحث را با حديثى از همان بزرگوار عليه السلام پايان مىدهيم : « وَ عَظِّموُا اقْدَارَكُم بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِّىِ مِنَ اْلُامُورِ . . . وْلَا تَكوُنوُا بَحَّاثِينَ عَمَّا غَابَ عَنْكُمْ ، فَيَكْثُرُ عَائِبُكُمْ . . . و تَكَرّموُا بِالتّعَامِى عَنِ اْلِاسْتِقْصَاءِ ؛ قدر و منزلت خود را با « تغافل » نسبت به امور پست و كوچك بالا بريد . . . و زياده از امورى كه پوشيده و پنهان است تجسس نكنيد كه عيبجويان شما زياد مىشوند . . . و با چشم برهم نهادن از دقت بيش از حد در جزئيات ، بزرگوارى خود را ثابت كنيد » . « 2 »
از اين حديث و بعضى از احاديث ديگر ، به خوبى موارد « تغافل » روشن مىشود و نشان مىدهد كه مربوط به امور مهم و سرنوشت ساز زندگى نيست ، بلكه مربوط به امور جزئى و كم اهمّيّت است كه در زندگى وجود دارد .
بنابراين « تغافل » منافاتى با امر به معروف و نهى از منكر و انتقاد سازنده ندارد ؛ زيرا ، « امر به معروف و نهى از منكر » مربوط به واجبات و محرمات است كه از محدودهء « تغافل » بيرون است و انتقاد سازنده مربوط به امورى است كه در سرنوشت فرد و جامعه اثر قابل ملاحظهاى دارد ، در حالى كه « تغافل » مربوط به امور جزئى و كم ارزش و يا عيوبى است كه مصلحت در آن است كه در پرده بماند .
* * *
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ، حديث 9149 .
( 2 ) - بحار الانوار ، جلد 75 ، صفحهء 64 .