مسلّم است كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با آن هوش و كياست و درايت كه دوست و دشمن به آن معترفند ، آدم ساده انديش و خوش باور نبوده است ، بلكه در بسيارى از موارد وظيفهء خود را « تغافل » مىديد . اين « تغافل » مايهء رحمت براى همهء مؤمنان محسوب مىشد .
* * *
تغافل در بيان معصومين عليه السلام
1 - در حديث معروفى كه هم از امام سجّاد عليه السلام و هم از امام باقر عليه السلام و هم از امام صادق عليه السلام نقل شده است ، پيرامون « تغافل » چنين مىفرمايند : « صَلاحُ حالِ التَّعايُشِ و التَّعَاشُرِ مِلْأُ مِكْيَالٍ ثُلْثاهُ فِطَنَةٌ وَ ثُلْثُهُ تَغَافُلٌ ؛ مصلحت همزيستى سالم و معاشرت با مردم در پيمانهاى است كه دوسوم آن هوشيارى و يك سوم آن تغافل باشد » . « 1 »
اين روايت ، در واقع ضمن تأكيد بر تغافل مثبت ، از تغافل منفى بر حذر مىدارد . ابتدا تأكيد به هوشيارى و بيدارى و ترك « غفلت » مىكند و سهم آن را دوسوّم مىداند و مفهوم آن اين است كه انسان نبايد از مسائل مهم زندگى بى خبر بماند ؛ بلكه بايد با كمال دقّت ، مراقب آنچه كه خير و صلاح او در آن است ، باشد . از سوى ديگر نسبت به امورى كه لازم است مورد بى اعتنايى و بى توجهى قرار گيرد ، دستور به « تغافل » مىدهد ؛ مانند فكر و دقت در مسايل جزئى زندگى كه اهمّيّت چندانى ندارند ، انسان را از تفكّر در امور مهم باز مىدارد و همچنين مخفى كردن عيوب پنهانى ديگران در مواردى كه مصلحت ايجاب مىكند ، كار پسنديدهاى است .
2 - امير مؤمنان على عليه السلام در اين رابطه مىفرمايند : « مِنْ اشْرَفِ اعمالِ الْكَريمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ ؛ يكى از باارزشترين كارهاى كريمان ، « تغافل » از چيزهايى است كه از آن آگاهند » « 2 » ( و سرپوش گذاشتن بر آن لازم است ) .
3 - در حديث ديگرى آن امام بزرگوار عليه السلام مىفرمايند : « مَنْ لَمْ يَتَغَافَلْ وَ لَايَغُضَّ عَنْ
هامش
( 1 ) - تحف العقول ، صفحهء 264 . ( آنچه در بالا آمد ، متن حديثى است كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است و از دو امام ديگر نيز شبيه آن نقل شده است ) .
( 2 ) - نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شماره 222 .