تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
مستى شراب دور تر است » . « 1 » 6 - اين بحث را با حديث ديگرى از امام امير مؤمنان عليه السلام كه « يقظه » را به چراغ نورانى تشبيه فرموده ، پايان مىدهيم : « فَاسْتَصْبِحُوا بِنُورِ يَقْظَةٍ فى الابْصَارِ وَ الاسْماعِ وَ الافْئِدَةِ ؛ با نور يقظه و بيدارى ، چشم و گوش و قلب را روشن سازيد » . « 2 » * * *

تغافل مثبت

همان گونه كه « غفلت » در امور زندگى ، مايهء بدبختى است ، « تغافل » نسبت به اين امور نيز همين گونه است ؛ يعنى ، انسان ، واقعيت‌ها را بداند و باور داشته باشد كه زندگى دنيا ناپايدار است و اين جهان گذرگاهى است كه بايد از آن بگذرند ، و به سرايى ديگر بشتابند و مرگ قانون تخلّف ناپذيرى است ، و هيچ اعتبارى به قدرتها و ثروتهاى مادى نيست ؛ ولى با اين حال ، چنان از كنار اين مسايل مىگذرد كه گويى هيچ چيزى نمىداند و نمىبيند . اين تغافل منفى است كه آثار زيانبارش از « غفلت » هم بيشتر است ؛ زيرا ، غافلان ، ناآگاهانه به دام حوادث گرفتار مىشوند ؛ اما « تغافل كنندگان » با آگاهى در اين دام قدم مىگذارند كه مسؤوليت الهىاش بيشتر و نكوهش مردم دربارهء آن شديدتر است . تغافل مثبت نيز داريم و آن اين است كه انسان ، چيزهايى را بداند كه پنهان كردن آن لازم يا پسنديده است ؛ يعنى ، فردى خود را نسبت به مسأله‌اى كه اظهارش عواقب نامطلوب دارد ، به ناآگاهى و بى اطلاعى بزند و با بزرگوارى از كنار آن بگذرد تا باعث حفظ آبروى ديگران شود . از جمله مواردى كه « تغافل » در آن پسنديده است ، پنهان ساختن عيوب ديگران است . هر كس عيب يا لغزشى دارد ، لذا سعى دارد تا مردم آن را ندانند ؛ ولى گاهى افراد هوشمند از آن آگاه مىشوند . « تغافل » در اين گونه موارد ، در حقيقت يك نوع
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ، حديث 5651 . ( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 222 .