خواب « غفلت » بيدار شويد و از تراكم ظلمت بى خبرى بپرهيزيد . سوگند ! به كسى كه دانه را در زير خاك شكافته و بندگان را آفريده ، و رداى عظمت پوشيده ، هرگاه گروهى از شما با دلهاى پاك و نيّتهاى خالص كه در آن آلودگى به نفاق نباشد و قصد افتراق در آن راه نيابد ، بپاخيزند ( و مرا يارى كنند ) ، من با شمشير ، گام به گام جهاد مىكنم و با ضربات شمشيرهاى خود ، عرصه را بر آنها تنگ مىسازم و نوك سرنيزهها را بر پيكرشان كُند مىكنم و سم اسبها را در اين راه ، فرسوده مىسازم ؛ پس سخن بگوييد ، خدا رحمتتان كند ( و از دشمن نترسيد ) » . « 1 »
امام مجتبى عليه السلام اين سخن را در حالى بيان داشتند كه خواب « غفلت » بر كوفيان غلبه كرده بود و آن حضرت هر چه آنان را دعوت به جهاد با غارتگران شام و لشكر معاويه مىفرمودند ، آنها اجابت نمىكردند .
3 - در كتاب « فلاح السّائل » دعايى كه مورد تأييد امام صادق عليه السلام نيز قرار گرفته ، پيرامون جبران خطاها و غفلتهاى نماز ، چنين بيان مىدارد : « فَصَلِّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ مَكَان نُقْصَانِها تَماماً وَ عَجِّلْني تَثَبُّتاً وَ تَمَكُّناً وَ سَهْوِى تَيَقُّظاً وَ غَفْلَتي تَذَكُّراً وَ كَسَلى نَشاطاً ؛ پس درود بر محمد و آلش بفرست و هر نقصانى در نماز من رخ داده ، كاملش فرما و به زودى به من ثبات قدم و توانايى عنايت كن ( تا كاستىها را جبران كنم ) و سهو مرا به بيدارى و « غفلتم » را به يادآورى و كسالتم را به نشاط مبدّل فرما » . « 2 »
4 - امام امير مؤمنان عليه السلام در نهج البلاغه خطاب به انسانهاى بى درد مىفرمايند : « امَا مِنْ دائكَ بُلُولٌ امْ لَيْسَ مِنْ نَوْمِكَ يَقْظَةٌ ؛ آيا درد تو را درمان و خواب تو را بيدارى نيست » . « 3 »
5 - در حديث ديگرى ، همان بزرگوار مىفرمايند : « الَا مُسْتَيْقِظٌ مِنْ غَفْلَتِهِ قَبْلَ نَفَاد مُدَّتِهِ ؛ آيا كسى نيست كه از خواب غفلتش بيدار شود ، قبل از مدت پايان عمرش ؟ » . « 4 »
در تمام اين روايات « غفلت » به نوعى خواب و گاهى به مستى و « تذكّر » به نوعى بيدارى و هشيارى تشبيه شده است . امير مؤمنان على عليه السلام در اين زمينه مىفرمايند :
« سُكْرُ الْغَفْلَةِ وَ الْغُرورِ ابْعَدُ افاقَةً مِنْ سُكْرِ الْخُمُورِ ؛ مستى « غفلت » و غرور ، هشياريش از
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 44 ، صفحهء 67 .
( 2 ) - بحار الانوار ، جلد 83 ، صفحهء 14 .
( 3 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 223 .
( 4 ) - غرر الحكم ، حديث 2752 .