تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
خواب بى خبرى فرو رفته‌اند . هشدارهاى قرآن مجيد با جمله‌هايى مانند « افَلاتَعْقِلُون « 1 » ؛ آيا انديشه نمىكنيد و عقل خود را به كار نمىاندازيد » و « أَفَلا تَذَكَّرُون « 2 » ؛ آيا متذكر نمىشويد » و « افَلَا تَتَفَكَرُونَ ؛ آيا انديشه نمىكنيد » و « او لَم يَتَدَبَّرُوا القُرآن » و مانند اينها ، همه به منزلهء بانگ‌هايى است كه رهبر بيدار دل ، به پيروانى كه در خواب سنگين فرو رفته‌اند ، مىزند تا بيدار شوند و آمادهء حركت به سوى مقصد گردند . همچنين آياتى كه تأكيد بر ذكر خدا دارد و اعراض از ذكر حق را منشأ تباهى انسان و « معيشت ضنك » در اين جهان و نابينا محشور شدن در آن جهان مىشمرد ، مسلمانان را از اسباب لهو ؛ يعنى ، آنچه كه انسان را از ياد خدا غافل سازد ، برحذر مىدارد ، همه براى رسيدن به اين مقصود ؛ يعنى ، حالت « يقظه » و بيدارى است . در روايات اسلامى نيز به طور گسترده به مسئله « يقظه » اشاره شده است ، از جمله : 1 - امير مؤمنان على عليه السلام در خطبه‌اى كه اشاره به هدف بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دارد ، مىفرمايند : « ايُّهَا النَّاسُ انَّ اللّهَ ارْسَلَ الَيْكُمْ رَسُولًا لِيُزِيحَ بِهِ عِلَّتَكُمْ وَ يُوقِظَ بِهَا غَفْلَتَكُمْ ؛ خداوند پيامبرى به سوى شما فرستاد تا بيماريهاى ( روحى و اخلاقى و اجتماعى ) شما را بر طرف سازد و شما را از خواب غفلت بيدار كند » . « 3 » نه تنها پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بلكه تمام انبيا ، براى همين منظور مبعوث شده‌اند ؛ يا حدّ اقل يكى از اهداف اصلى آنها ، ايجاد حالت « يقظه » مىباشد . 2 - امام حسن مجتبى عليه السلام در خطبه‌اى كه براى مردم كوفه خواند ، چنين فرمود : « ايُّهَا النَّاسُ تَيَقَّظُوا مِنْ رَقْدَةِ الْغَفْلَةِ وَ مِن تَكَاشُفِ الظُّلْمَةِ ، فَوَالَّذي خَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَءَ النَّسَمَةَ وَ تَرَدّى بِالْعَظَمَةِ ، لَئِن قَامَ الىَّ مِنْكُم عُصْبَةٌ بِقُلوبٍ صَافِيَةٍ وَ نِيّاتٍ مُخلِصَةٍ ، لا يَكُون فِيها شَوْبُ نِفاقٍ وَ لا نِيّةَ افْتِرَاقٍ لَاجاهِدنَّ السَّيفَ قَدَماً قَدَماً وَ لَا ضَيِّقَنَّ مِنَ السُّيُوف جَوَانِبَها وَ مِنَ الرِّماحِ اطرافَهَا وَمِنَ الْخَيْلِ سَنابِكَها فَتَكَلَّمُوا رَحِمَكُمُ اللّهُ ؛ اى مردم ! از
هامش
( 1 ) - اين عبارت 13 بار در قرآن كريم ذكر شده است . ( 2 ) - اين عبارت نيز در 7 مورد ذكر شده است . ( 3 ) - بحار الانوار ، جلد 74 ، صفحهء 296 .