صورت تنها تكذيب آيات الهى موجب بدبختى آنها محسوب مىشود ؛ ولى اين احتمال بسيار ضعيف است ؛ زيرا ، اين ضمير در كنار آيات قرار گرفته و ظاهراً به آن بازگشت مىكند .
بعضى از مفسران در اينجا ، سؤالى مطرح كردهاند كه شايد همين سؤال سرچشمهء احتمال بازگشت ضمير « عنها » به نقمت و عذاب باشد و آن اين كه « غفلت » از اختيار انسان بيرون است و چيزى نيست كه موجب عذاب الهى شود .
ولى پاسخ اين سؤال روشن است ؛ زيرا ، در بسيارى از موارد ، سرچشمهء « غفلت » اختيارى است . هنگامى كه انسان به سراغ آيات الهى نرود و در آنها تدبّر نكند و گوش به سخنان معلّمان الهى ندهد ، طبيعى است كه حالت « غفلت » بر او چيره مىشود و از همين رو ، بسيار ديدهايم كه افراد خطاكار را به خاطر غفلتشان مذمت كردهاند .
* * * در هشتمين آيه گرچه از واژهء « غفلت » سخن به ميان نيامده ؛ ولى محتواى آن مفهوم « غفلت » را مىرساند . اين آيه ، دربارهء مشركان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله كه گرفتار غفلت شديدى بودند و گاه از خواب غفلت بيدار مىشدند و به توحيد روى مىآوردند و گاه به كلى در منجلاب شرك غرق مىگشتند ، مىفرمايد : « هنگامى كه بر كشتى سوار مىشوند ( و با طوفانهاى شديد و گردابهاى وحشتناك و امواج كوه پيكر دريا روبرو مىگردند ) خدا را با اخلاص مىخوانند ( و بتها را به فراموشى مىسپارند ) ؛ اما هنگامى كه خدا آنها را نجات مىدهد و به خشكى مىرساند ، باز مشرك مىشوند ؛ فَاذَا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُاللّهَ مُخلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَّمَا نَجَّاهُمْ الَى الْبَرّ اذَا هُمْ يُشْرِكُونَ » . « 1 »
آرى ! طوفان حوادث خطرناك ، پردههاى « غفلت » و بىخبرى را كنار مىزند و چشم عقل را بينا و روشن مىسازد . گروهى اين بيدارى را مغتنم شمرده و به اصلاح خطاهاى خويش مىپردازند ؛ ولى گروه بيشترى ، تنها در همان لحظات بيدارند ، اما بعد از پايان حادثه ، دوباره پردههاى « غفلت » بر عقل و قلب آنها كشيده شده و به همان راه سابق باز مىگردند .
هامش
( 1 ) - عنكبوت ، 65 .