مىسازد ) آن گاه هيچ كار خوبى را نمىبيند ، مگر اين كه آن كار در نظرش ، زشت جلوه مىكند و آن را رها مىسازد و هيچ كار بدى را نمىبيند ، مگر اين كه آن كار در نظرش ، زيبا جلوه مىكند و آن را انجام مىدهد » . « 1 »
بحث دربارهء اين آيه را با شعر مناسبى از تفسير روح البيان كه ذيل همين آيه نقل شده است ، پايان مىدهيم :
دريغ و درد كه با نفس بد قرين شدهايم * و از اين معامله با ديو همنشين شدهايم
به بارگاه فلك بودهايم و رشك ملك * ز جور نفس جفا پيشه اين چنين شدهايم
* * * در دهمين آيه ، سخن از پرهيزگارانى است كه هرگاه به خاطر غفلتى مختصر ، امواج وسوسههاى شيطان ، آنها را احاطه كند ، پردههاى « غفلت » را با ياد خدا ، مىدرند . آن گاه طوفان فرو مىنشيند و پردهها كنار مىرود و چشمشان بينا مىشود ؛ خداوند در اين رابطه مىفرمايد : « پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسههاى شيطان شوند ، به ياد ( خدا ) مىافتند و بينا مىگردند ؛ انّ الَّذينَ اتَّقَوْا اذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَاذاهُم مُبصِرُونَ » . « 2 »
اين تعبير نشان مىدهد كه ياد خدا ، چشم قلب انسان را بينا مىكند ؛ در حالى كه « غفلت » از ياد او ، راه را براى نفوذ شياطين در دل انسان هموار مىسازد .
« طائف » به معنى طواف كننده است و منظور از آن - همان گونه كه جمعى از مفسران بزرگ گفتهاند - همان وسوسههايى است كه از ناحيهء شيطان صادر مىشود و گويى اطراف قلب طواف مىكند تا راهى براى نفوذ در كعبهء دل پيدا كند و آن را به بتخانهاى مبدل سازد كه اين نفوذ تنها در حال « غفلت » انسان از ياد خداست ؛ زيرا ، به محض اين كه انسان به ياد خدا بيفتد ، آن وسوسهها و خطورات از قلب دور مىشود و نور رحمت حق بر آن متجلّى مىگردد .
* * *
هامش
( 1 ) - روح البيان ، جلد 8 ، صفحهء 369 .
( 2 ) - اعراف ، 201 .