تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
يازدهمين آيه ، از غافلانى سخن به ميان آمده است كه تا پايان عمر در عالم بىخبرى و « غفلت » به سر مىبرند ؛ اما هنگامى كه سيلى « اجل » به صورت آنها نواخته شود و در سكرات موت قرار گيرند و آثار اعمال خود را به چشم بنگرند ( در وحشت و اضطراب شديدى فرو مىروند ) آن گاه به آنها گفته مىشود : « اين همان چيزى است كه از آن فرار مىكرديد » . سپس اشاره به وضع آنها در قيامت مىكند كه هر انسان ، در حالى كه كسى وى را به پيش مىراند ، وارد محشر مىشود و گواه ( يا گواهانى ) نيز هستند ( كه آماده‌اند تا در دادگاه عدل الهى ، اعمال او را بازگو كنند ؛ در اين حالت اضطراب شديدى سرتاپاى او را فرا مىگيرد ؛ آن چنان كه گويى قالب تهى مىكند ) . در اين حال به او خطاب مىشود : « گفته مىشود تو از اين موضوع غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم و امروز چشمت كاملًا بينا شده است » . ( در واقع حادثهء تازه‌اى رخ نداده ، فقط چشم تو بينا شده است و پرده‌هاى « غفلت » كنار رفته و حقايق را ، آن چنان كه هست ، مىبينى ) ؛ لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَائَكَ فَبَصَرُكَ اليَومَ حَدِيدٌ » . « 1 » دو مأمورى كه در قيامت با انسان همراهند ، يكى او را به دادگاه عدل الهى مىراند و ديگرى به عنوان گواه اعمالش در دادگاه الهى با او همراه مىشود . احتمالًا اين دو همان فرشته‌هايى هستند كه در دنيا دائماً همراه او بودند و تمام اعمال كوچك و بزرگ او را مىنوشتند ، در قيامت نيز دست مجرمان را گرفته و با پرونده‌اى كه همراه دارند ، به دادگاه عدل الهى مىبرند ، آنها هرگز در دنيا اين دو فرشته الهى را نمىديدند و اصلًا به آنها ايمان نداشتند ؛ در حالى كه پيوسته همراهش بودند ؛ ولى در قيامت كه پرده‌هاى غفلت كنار مىرود و چشم آنها بينا مىشود ، آنان را مىبينند . * * *
هامش
( 1 ) - ق ، 22 .